شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٧١ - ٩٩٦٣ نكير الجواب من نكير الخطاب
نعمتى كه شكر كرده نشود مانند گناهيست كه آمرزيده نشود، يعنى مثل آنست در قبح و زشتى و ضرر و زيان.
٩٩٦٠ نزول القدر يسبق الحذر.
فرود آمدن قدر پيشى مىگيرد بر حذر، يعنى هر گاه تقدير حتمى حق تعالى بوقوع مصيبتى يا بلائى تعلق گرفته باشد نزول آن امر پيشى مىگيرد بر حذر، يعنى غلبه ميكند بر حذر، و هر انديشه و تدبيرى كه بشود از براى دفع آن، سودى ندهد، يا اين كه نگذارد كه حذر از آن واقع شود، و غرض از اين دفع حسرت و ندامت بعضى مردم است كه در هر مصيبت و بلائى مىكشند بگمان اين كه اگر فلان تدبير مىكرديم آن واقع نمىشد، و بيان اين كه چنين نيست و گاه هست كه هيچ تدبيرى سود ندهد، يا اين كه حق تعالى چنان كند كه تدبير در آن واقع نشود.
٩٩٦١ نزول القدر يعمى البصر.
فرود آمدن قدر كور مىگرداند بينائى را، اين هم نزديك بمضمون فقره سابقست و مراد اينست كه هر گاه تقدير حتمى حق تعالى شده باشد بنزول امرى، بينائى در آن كور مىگردد و از تدبير دفع آن فرو مىماند و راه چاره آن را نمىبيند و بفكر آن نمىافتد، يا اين كه در هر تدبيرى كه بكند خطا كند و سودى ندهد بلكه ضرر كند.
٩٩٦٢ نزه نفسك عن كل دنية و ان ساقتك الى الرغائب.
پاكيزه گردان نفس خود را از هر دنيه و اگر چه براند ترا بسوى عطاهاى بسيار، مراد به «دنيه» هر صفت پستى است كه آدمى را خفيف و سبك و پست مرتبه گرداند.
٩٩٦٣ نكير الجواب من نكير الخطاب.
ناخوش داشتن جواب از ناخوش داشتن خطابست، يعنى غالب اينست كه