شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٣٣ - ١٠٤٠٦ لا يغرنك ما أصبح فيه أهل الغرور بالدنيا، فانما هو ظل ممدود الى أجل محدود
مباش از آن كسى كه اميد مىدارد آخرت را بى عملى، و پس مىاندازد توبه را بدرازى امل، مىگويد در دنيا بگفته زاهدان، و عمل ميكند در آن بعمل رغبت كنندگان.
«بى عملى» يعنى بى عملى از براى آخرت كه فى الجمله شايسته آن گرداند، و «پس مىاندازد توبه را بدرازى أمل» يعنى بسبب اين كه اميدهاى دراز مىدارد و سعى ميكند از براى آنها و بسبب اين مشغولى به آنها پس مىاندازد توبه را و بفكر آن نمىافتد، يا اين كه پس مىاندازد آن را ببعد از رسيدن به آنها و مىگويد يا با خود قرار مىدهد كه: بعد از انجام آنها توبه خواهم كرد، و «مىگويد در دنيا» يعنى در باره دنيا بگفته زاهدان يعنى بى رغبتان در دنيا يعنى در گفتار مذمت آن ميكند مانند ايشان، و در كردار عمل ميكند عمل رغبت كنندگان در آن.
١٠٤٠٥ لا تلتمس الدنيا بعمل الآخرة، و لا تؤثر العاجلة على الآجلة، فان ذلك شيمة المنافقين و سجية المارقين.
طلب مكن دنيا را بعمل آخرت، و اختيار مكن دنيا را بر آخرت، پس بدرستى كه اين خوى منافقان و خصلت مارقانست، مراد منع از ريا كردن در طاعات و عباداتست و كردن آنها از براى أغراض دنيوى، و «منافقان» يعنى آنانكه در ظاهر اظهار ايمان ميكنند و در باطن ايمانى ندارند، و «مارفان» يعنى آنانكه از دين بدر روند.
١٠٤٠٦ لا يغرنك ما أصبح فيه أهل الغرور بالدنيا، فانما هو ظل ممدود الى أجل محدود.
فريب ندهد ترا آنچه صبح كردهاند در آن اهل غرور بدنيا، پس نيست آن