شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٠٠ - ١٠٧٧١ لا عمل لمن لا نية له
نيست زندگانيى بى تعبتر از نيكوئى خلق، يعنى از زندگانى صاحب آن.
١٠٧٦٦ لا وحشة أوحش من سوء الخلق.
نيست وحشتى صاحب وحشتتر[١] از بدى خوى، «وحشت» بمعنى رميدنست و مراد اينست كه نيست در آدمى چيزى كه سبب رميدن مردم شود از او زياده از رميدنى كه از بد خوئى ميكنند، و ممكن است كه «أوحش» بمعنى وحشت دهندهتر باشد بنا بر اين كه گاهى أفعل تفضيل از فعل مزيد نيز آمده.
١٠٧٦٧ لا ايمان لمن لا أمانة له.
نيست ايمانى از براى كسى كه نباشد امانتى از براى او.
١٠٧٦٨ لا دين لمن لا عقل له.
نيست دينى از براى كسى كه نباشد عقلى از براى او.
١٠٧٦٩ لا عقل لمن لا أدب له.
نيست عقلى از براى كسى كه نباشد ادبى از براى او.
١٠٧٧٠ لا ثواب لمن لا عمل له.
نيست ثوابى از براى كسى كه نباشد عملى از براى او، يعنى عمل خيرى.
١٠٧٧١ لا عمل لمن لا نية له.
نيست عملى از براى كسى كه نباشد نيتى از براى او، يعنى آن را بقصد اطاعت و فرمانبردارى حق تعالى نكرده باشد.
[١] - شارح( ره) در حاشيه( بخط خود) گفته:« اشاره است باين كه اشتقاق( أوحش) اشتقاق( جعلى) است از قبيل( تامر) و( لابن) كه بمعنى صاحب تمر و صاحب شير مىباشند، منه».