شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٦ - ٩٣٩٩ من الحزم صحة العزم
٩٣٩٢ من سعادة المرء أن يضع معروفه عند أهله.
از نيكبختى مردست اين كه بگذارد احسان خود را نزد اهل آن، يعنى اين كه احسانى كه كند بأهل آن باشد.
٩٣٩٣ من توفيق الحر[١] اكتسابه المال من حله.
از توفيق مرد آزاده است كسب كردن او مال را از ممر حلال آن.
٩٣٩٤ من الحمق العجلة قبل الامكان.
از حماقتست شتاب كردن در كارى پيش از مقدور بودن آن.
٩٣٩٥ من الحمق الدالة على السلطان.
از حماقتست ناز كردن بر پادشاه، زيرا كه طبع پادشاهان بسيار نازكست و ناز كسى را نمىكشند، كسى هر چند عزيز و بزرگ مرتبه باشد نزد پادشاه ممكن است كه بيك ناز كردن در معرض غضب در آيد.
٩٣٩٦ من الكرم حسن الشيم.
از كرم و بلندى مرتبه است نيكوئى خويها و خصلتها.
٩٣٩٧ من أشرف الشيم حياطة الذمم.
از بلند مرتبهترين خويها نگهدارى عهد و پيمانهاست.
٩٣٩٨ من أفضل المروة صيانة الحزم.
از افزونترين مروت و آدميت نگهدارى و رعايت دور انديشى است.
٩٣٩٩ من الحزم صحة العزم.
[١] - در نسخه بمبئى بجاى« الحر»:« المرء» ضبط شده( ص ٣٤٩، س ١).