شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٥٦ - تكمله
و در نسخه مرحوم شيخ آقا در حاشيه همين فايده اعتراضى بر آن شده است باين عبارت:
«مخفى نماند بر اهل درايت كه آنچه از كتب درايه حديث ظاهر مىشود در ترجمه حديث موثق مخالف آنست كه مرحوم مؤلف در اين فايده تفسير فرمودهاند زيرا كه ايشان فرمودهاند كه: حديث موثق آنست كه همه راويان حديث عادل باشند نهايت آنكه همه يا بعضى فاسد المذهب بوده باشند، و اين بحسب ظاهر در بادى أمر صحيح مىنمايد و ليكن بعد از تعمق ظاهر مىشود مخالفتش با آنچه كه در كتب درايه مسطور است، زيرا كه ايشان فرمودهاند كه: همه رواة عدل بوده باشند، و اهل درايه فرمودهاند كه: موثق آنست كه در طريقه حديث داخل باشد كسى كه منصوص على الوثاقة بوده باشد با اين كه فاسد العقيده نيز بوده باشد و باقى سند مشتمل بر ضعيف نباشد و ليكن لازم نيست كه همه عادل بوده باشند كفايت ميكند در حكم بموثقيت حديث شخص عادل غير امامى با عدم اشتمال سند بر شخص ضعيف مجهول الحال مثلا، و بنا بر اين كه مؤلف (ره) فرمودهاند همه رواة عادل باشند نهايت همه يا بعضى فاسد العقيده باشند، پس هر گاه حديثى بهم رسد كه طريق آن مشتمل باشد بر شخص امامى ممدوح بغير توثيق مثل ابراهيم بن هاشم نزد كسى كه ايشان را ثقه نمىداند و بر شخص ثقه غير امامى مثل رفاعه مثلا يا سماعة چنين حديثى مىبايست اسمى نداشته باشد زيرا كه هر گاه گوئى كه مثلا: اين حديث حسن است، اعتراض مىشود باين كه: در حسن مىبايست همه امامى باشند و اين طريق چنين نيست، زيرا كه غير امامى داخل است، و هر گاه گوئى كه: موثق است، اعتراض كرده مىشود باين كه: موثق آنست كه همه راويان آن عدل باشند با فساد عقيده كل يا بعض، و اين چنين نيست، زيرا كه مشتمل است بر غير ثقه عادل، پس بهتر آنست كه اصحاب درايه فرمودهاند، لمحرره محمد على الحسينى» نگارنده گويد: طالب تحقيق خودش نسبت بورود اعتراض يا عدم ورود آن حكم خواهد كرد، من اعتراض را چنانكه بود نقل كردم، «و السلام على من اتبع الهدى».