شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٨٢ - ١١٠٤١ يظهر شيمة المحسنين، و يبطن عمل المسيئين
يبادر دائبا ما يفنى، و يدع أبدا ما يبقى.
پيشى مىگيرد تعب كشنده آنچه را فانى مىشود، و وامىگذارد هميشه آنچه را باقى مىماند.
يعجز[١] عن شكر ما أوتى، و يبتغى الزيادة فيما بقى.
عاجز مىشود از شكر آنچه داده شده، و طلب ميكند زيادتى را در آنچه باقى مانده، پس شكر نمىكند آنچه را داده شده و عاجزست از آن از راه كاهلى و تن پرورى، و با وجود اين طلب زيادتى ميكند از آنچه باقى مانده و داده نشده و مىخواهد كه باز از آنها زياد شود از براى او يا در آنچه باقى مانده از عمر او و مىخواهد كه بعد از اين نعمت او زياد شود.
يرشد غيره و يغوى نفسه، و ينهى الناس بما لا ينتهى، و يأمرهم بما لا يأتي.
راه درست مىنمايد غير خود را و گمراه ميكند نفس خود را، و منع ميكند مردم را به آن چه يعنى از آنچه[٢] خود باز نمىايستد، و أمر ميكند ايشان را به آن چه خود نمىآيد يعنى نمىآيد بآن، يعنى نمىآورد آنرا و نمىكند آنرا.
يتكلف من الناس ما لم يؤمر، و يضيع من نفسه ما هو أكثر.
بكلفت و زحمت ميكند از جانب مردم آنچه را امر نشده بآن، و ضايع ميكند از نفس خود آنچه را بيشترست يعنى مىدارد مردم را بكلفت و زحمت كشيدن بر آنچه أمر نشده بآن از سنتيها و آداب، و خود ضايع ميكند و وامىگذارد آنچه را بيشتر و عمدهترست از واجبيها كه أمر شده به آنها.
يأمر الناس و لا يأتمر، و يحذرهم و لا يحذر.
[١] - در أقرب الموارد گفته:« عجز عنه( كضرب و علم) عجزا ضعف عنه و لم يقتدر عليه».
[٢] - مراد شارح( ره) بتعبير« يعنى از آنچه» آنست كه« باء» در اينجا بمعنى« عن» است.