شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٤٤ - ١٠٤٣١ لا تطمعن فى مودة الملوك،
به آنها» كار فرمودنهاى آنهاست در جنگ دشمنان و اعداى دين و بيكار و معطل نگذاشتن آنها، و «پيروى كنيد» شايد مراد اين باشد كه از براى جنگ از پى برويد و تتبع كنيد جايگاههاى افتادن كه در آن معركه باشد از كوهها و امثال آنها تا احتراز كنيد از آنها يا هر جا كه مظنه مغلوب شده باشد و افتادن در آن در زيان و خسران، و در نهج البلاغه «و وطنوا للجنوب» بجاى «و قصوا للحرب» است و بنا بر اين ترجمه اينست كه: و بگسترانيد از براى پهلوها جايگاههاى افتادنهاى آنها را يعنى دل بگذاريد بر افتادن پهلوها بر زمين و كشته شدن و هموار سازيد آنرا بر خود تا خوف مكنيد يا از براى اين كه غلبه كنيد، زيرا كه غالب اينست كه هر كه اعتقاد غلبه خود داشته باشد مغلوب گردد و هر كه گمان مغلوبيت خود داشته باشد غالب شود، و «بر انگيزانيد و تحريص كنيد نفسهاى خود را بر طعن دشمنان بنيزه «طعن دعسى» يعنى طعنى كه خوب كارگر شود و اثر كند يا طعنى كه پر كند جوف دشمن را، و «ضرب» بمعنى زدنست، و «طلخفى»[١] بكسر طاء بى نقطه و فتح لام و سكون خاء با نقطه و بى آن نيز بمعنى سخت شديدست و مراد زدن دشمنانست بشمشير زدن سخت، و «آهسته كنيد آوازها را» ظاهر اينست كه از براى اين باشد كه فرياد و نعره منشأ خوف و ترس شود يعنى خوف و ترس آدمى خود يا ساير مجاهدان، و بعضى گفتهاند كه: مراد اينست كه فرياد و نعره امارت و علامت خوف و ترس است.
١٠٤٣١ لا تطمعن فى مودة الملوك،
فانهم يوحشونك آنس ما تكون
[١] - ابن أبى الحديد گفته: و الطعن الدعسى الذى يحشى به أجواف الاعداء، و أصل الدعس الحشو، دعست الوعاء حشوته، و« ضرب طلحفى بكسر الطاء و فتح اللام اى شديد و اللام زائدة» ليكن پوشيده نماند كه در زيادت و اصالت لام در ميان علماى لغت و ادب اختلاف است طالب تفصيل بمواضع آن رجوع كند زيرا كه اينجا گنجايش آنرا ندارد.