شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٩٤ - ٩٦٥٠ ما أخذ الله سبحانه على الجاهل أن يتعلم حتى أخذ على العالم أن يعلم
چه بزرگست خداوندا آنچه مىبينيم ما از خلق تو، و چه كوچكست بزرگ آن در پهلوى آنچه پنهانست از ما از قدرت تو، مراد اظهار تعجب است از بزرگى آنچه ما مىبينيم از مخلوقات خدا، و با وجود آن از كوچكى بزرگ آنها در جنب آنچه پنهانست از ما از قدرت او، يعنى از مخلوقات عوالم ديگر كه نمىبينيم، نهايت بوصف دانستهايم، يا اين كه از آنچه پنهانست از ما از قدرت تو يعنى از آنچه نمىبينيم، نهايت مىدانيم كه قدرت بر آن دارى هر چند بوجود نيامده باشد.
٩٦٤٧ ما أهول اللهم ما نشاهده من ملكوتك، و ما أحقر ذلك فيما غاب عنا من عظيم سلطانك.
چه هولناكست خداوندا آنچه مشاهده مىكنيم ما از پادشاهى تو، و چه حقيرست آن در جنب آنچه پنهانست از ما از سلطنت بزرگ تو، اين نيز نزديك بمضمون فقره سابقست.
٩٦٤٨ ما أحسن بالانسان أن يصبر عما يشتهى.
چه نيكوست بآدمى اين كه صبر كند از آنچه خواهش آن داشته باشد.
٩٦٤٩ ما أحسن بالانسان أن لا يشتهى ما لا ينبغي.
چه نيكوست بآدمى اين كه نخواهد آنچه را سزاوار نباشد.
٩٦٥٠ ما أخذ الله سبحانه على الجاهل أن يتعلم حتى أخذ على العالم أن يعلم.
فرا نگرفته خداى سبحانه بر جاهل اين كه بياموزد تا اين كه فرا گرفته بر عالم اين كه بياموزاند، يعنى حق تعالى اولا تعليم را بر عالم واجب كرده و بعد از آن تعلم را بر جاهل، يا اين كه در روز أ لست يا بتوسط پيغمبران اولا آن عهد و پيمان را