شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٠٤ - ١٠٣٣٨ لا تفتننكم الدنيا، و لا يغلبنكم الهوى، و لا يطولن عليكم الأمد، و لا يغرنكم الأمل، فان الأمل ليس من الدين فى شيء
١٠٣٣٦ لا تجعلوا يقينكم شكا، و لا علمكم جهلا.
مگردانيد يقين خود را شكى و نه علم خود را جهلى، غرض تحريص مردم است بعمل كردن بمقتضاى يقين و علم خود بأحوال مبدأ و معاد و اين كه با يقين و علم به آنها عمل نكردن بآن معقول نيست پس كسى كه عمل نكند بآن گوئيا يقين خود را شك گردانيده و علم خود را جهل.
١٠٣٣٧ لا تجهل نفسك، فان الجاهل معرفة نفسه جاهل بكل شيء.
مباش نادان نفس خود را پس بدرستى كه نادان شناخت نفس خود را نادانست بهر چيز، مراد به «نادان نفس خود» اينست كه قدر و مرتبه خود را نداند باين كه تجاوز كند از حد و رتبه خود، يا اين كه خود را از رتبه خود بيندازد باخلاق و صفات نكوهيده يا افعال و اعمال ناشايست، و «بودن چنين كسى بمنزله نادان بهر چيز» ظاهرست، زيرا كه دانائيى كه كار كسى مىآيد اين دانائيست پس كسى كه اين را نداشته باشد گويا اصلا دانائى ندارد و هيچ چيز نمىداند.
و ممكن است كه مراد شناختن نفس خود باشد و دانستن عيبهاى آن تا اين كه سعى كند در ازاله آنها از خود، يا شناختن نفس خود باشد و دانستن عيبهاى آن تا اين كه سعى كند در ازاله آنها از خود، يا شناختن نفس خود باشد باين نحو كه خود بخود يافت نتواند شد و ناچارست او را از مبدئى كه او را موجود كرده باشد و بر هر تقدير «بودن نادان آن، نادان بهرهيز» بر سبيل مبالغه است و مراد اينست كه بمنزله اينست كه هيچ چيزى را نداند.
١٠٣٣٨ لا تفتننكم الدنيا، و لا يغلبنكم الهوى، و لا يطولن عليكم الأمد، و لا يغرنكم الأمل، فان الأمل ليس من الدين فى شيء.
بفتنه نيندازد زينهار شما را دنيا، و غلبه نكند زينهار بر شما هوا، و دراز نكشد زينهار بر شما أمد، و فريب ندهد زينهار شما را اميد، پس بدرستى كه اميد