شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢١٩ - ١٠٠٦٢ هم دعائم الاسلام، و ولائج الاعتصام، بهم عاد الحق فى نصابه، و انزاح الباطل عن مقامه، و انقطع لسانه من منبته، عقلوا الدين عقل وعاية و رعاية، لا عقل سماع و رواية
حلم، يعنى چراغهايند در تاريكيها، يا از براى اين كه تاريكيها به آنها روشن شود، و مراد به «حكمت» چنانكه مكرر مذكور شد علوم حقه است، و «معادن علم» تأكيد سابقست.
هم عيش العلم، و موت الجهل، يخبركم حلمهم عن علمهم، و صمتهم عن منطقهم، لا يخالفون الحق و لا يختلفون فيه، فهو بينهم صامت ناطق، و شاهد صادق.
ايشان زندگانى علمند و مردن جهل، خبر مىدهد شما را حلم ايشان از علم ايشان و خاموشى ايشان از گويائى ايشان، مخالفت نمىكنند حق را و اختلاف نمىكنند در آن، پس آن ميان ايشان خاموشيست گويا و گواهيست راستگو، يعنى بايشان علم زنده و باقى مىماند و جهل مىميرد و زايل مىگردد، و از حلم و بردبارى ايشان استنباط علم ايشان مىتوان كرد، زيرا كه تا كمال علم و دانش نباشد آن همه حلم و بردبارى نتواند بود، و از خاموشى ايشان استنباط گويائى ايشان مىتوان كرد، زيرا كه خاموشى در جائى كه موقع آن باشد چنانكه ايشان مىگردند دليل علم و دانش است، و مراد به «منطق» كه به «گويائى» ترجمه شده نطق و گويائى باطنيست كه همان علم و دانش باشد و بر تقديرى كه مراد نطق و گويائى ظاهرى باشد نيز هر گاه استنباط علم و دانش ايشان بشود استنباط اين مىشود كه هر جا كه گويا گردند نيكو گويند، و «مخالفت نكردن ايشان حق را و اختلاف نكردن در آن» ظاهرست و اين ملازمت حق و هميشه همراه بودن با آن هر چند خاموش است و زبانى ندارد دليليست بر حقيت صاحب آن چنانكه مكرر مذكور شد كه هر كه در واقع حق با او باشد همين معنى سبب اين مىشود كه دلها تصديق بحقيت او بكنند پس گويا آن گوياست باين و گواه راستيست بر اين.