شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٣٢ - ٩٨٠٦ مودة ذوى الدين بطيئة الانقطاع دائمة الثبات و البقاء
رنج كشيدن درويشى و نه بر خوردن خوارى، يعنى بآن راضيم و بمالداريى كه با خوارى باشد راضى نيستم.
٩٨٠٣ مقاربة الرجال فى خلائقهم أمن من غوائلهم.
نزديكى كردن با مردان در خويها و خصلتهاى ايشان ايمنيست از مصيبتهاى ايشان، يعنى مدارا كردن با ايشان و نزديك بطور ايشان سلوك كردن، و در بعضى نسخهها «مقارنه» بنون است نه ببا، و بنا بر اين ترجمه اينست كه: همراهى كردن با مردان در خويهاى ايشان، و حاصل هر دو يكيست.
٩٨٠٤ مناقشة العلماء تنتج فوائدهم و تكسب[١] فضائلهم.
مناقشه با علما نتيجه مىدهد فوايد ايشان را و كسب مىفرمايد فضايل ايشان را، و مراد به «مناقشه» خرده گيرى كردن و كنجكاوى نمودنست و مراد اينست كه هر چند كسى با علما در مسائل علميه كنجكاوى بيشتر كند و سخن را بنهايت رساند از فوايد ايشان بيشتر بهرهمند گردد و از فضايل ايشان زيادتر كسب كند، و در بعضى نسخهها «منافسه» بفاء و سين بى نقطه است نه بقاف و شين با نقطه و آن بمعنى رغبت كردن دو كس است در چيزى از براى معارضه كردن در كرم و مفاخرت نمودن بآن، و بنا بر اين معنى اينست كه: منافسه علما با يكديگر باعث زيادتى فوايد ايشان و زيادى كسب فضايل از براى ايشان مىشود و نسخه اول ظاهرترست.
٩٨٠٥ مودة الآباء نسب بين الأبناء.
دوستى پدران نسبى است ميانه پسران، يعنى بمنزله نسب و خويشى است از براى پسران، و بايد كه خود را با يكديگر بمنزله خويشان دانند.
٩٨٠٦ مودة ذوى الدين بطيئة الانقطاع دائمة الثبات و البقاء.
[١] - كذا بخط شارح( ره)، و در سابق خلاف لغويان را در اين موضوع نقل كرديم كه آيا اين صيغه را مضارع از باب افعال از ماده« ك س ب» بايد خواند يا بصيغه ثلاثى مجرد، فراجع ان شئت.