شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٩١ - ٩٦٣٨ ما أنفع الموت لمن أشعر الايمان و التقوى قلبه
صورتى چند بى جان يا جاندارى چند بى فيروزى و رستگارى، پس اين و او بمعنى «أو» است، يا اين كه يك بار چنان مىبينم و يك بار چنين مىبينم، و باقى كلام ظاهرست و محتاج ببيان نيست.
٩٦٣٦ ما لا ينبغي أن تفعله فى الجهر فلا تفعله فى السر.
چيزى كه سزاوار نباشد كه بكنى آن را در آشكار پس مكن آن را در نهان يعنى هر كار بدى را كه در آشكار نكنى باعتبار شرم از مردم پس در نهان نيز مكن و شرم كن از خدا كه حاضرست در همه جا.
٩٦٣٧ ما أسرع الساعات فى الايام، و أسرع الأيام فى الشهور، و أسرع الشهور فى السنة، و أسرع السنة فى العمر.
چه شتاب ميكند ساعتها در روزها، و شتاب ميكند روزها در ماهها، و شتاب ميكند ماهها در سال، و شتاب ميكند سال در عمر، غرض اينست كه عمر در نهايت شتاب مىگذرد پس در تهيه گرفتن از براى رفتن نيز شتاب بايد كرد و تأخير نبايد كرد و چندان باكى از شدت و سختى عيش آن نبايد داشت و برفاهيت وسعت آن نيز چندان شاد نبايد بود.
٩٦٣٨ ما أنفع الموت لمن أشعر الايمان و التقوى قلبه.
چه سودمندست مرگ از براى كسى كه فرو گيرد بايمان و پرهيزگارى دل خود را، و ممكن است كه ترجمه اين باشد كه: از براى كسى كه بگرداند ايمان و پرهيزگارى را شعار دل خود يعنى بمنزله جامه ملاصق آن، و ممكن است كه «أشعر» بصيغه مجهول خوانده شود و «قلبه» بضم باء و ترجمه اين باشد: از براى كسى كه بچسبد ايمان و پرهيزگارى بدل او، و حاصل هر سه يكيست.