شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢١١ - ١٠٠٥٥ هو بالقول مدل، و من العمل مقل، و على الناس طاعن، و لنفسه مداهن، هو فى مهلة من الله يهوى مع الغافلين، و يغدو مع المذنبين، بلا سبيل قاصد، و لا امام قائد، و لا علم مبين، و لا دين متين، هو يخشى الموت و لا يخاف الفوت
او بگفتار دلير و با جرأت است، و از عمل درويش و بى چيزيست، و بر مردم طعنه زننده است، و از براى نفس خود مساهله كننده، او رد مهلت است از جانب خدا، پائين مىافتد با غافلان و بامداد ميكند با گنهكاران، بى راه راستى و نه پيشواى كشنده، و نه دانش ظاهرى، و نه دين استوارى، او مىترسد از موت و نمىترسد از فوت.
مراد به «دلير و با جرأت بودن بگفتار» اينست كه بزبان لاف بسيار مىزند و بگزاف وصف خود بفضايل ميكند يا اين كه در دعاها بزبان دليرست برخواستن مطالب، و ممكن است كه ترجمه اين باشد كه: بگفتار نازانست بهمان معنى كه وصف خود بفضايل ميكند و مىنازد به آنها، و بر هر تقدير «درويش و بى چيز بودن از عمل» بيان كمال قبح و زشتى آن دليرى يا ناز اوست چه با وجود تهيدستى از عمل نيك ظاهرست كه آن دليرى يا ناز كمال قبح و زشتى دارد، و «در مهلت است از جانب خدا» يعنى حق تعالى او را از نظر عنايت خود انداخته و واگذاشته در نعمت و عافيت، و ببلائى كه باعث تنبيه او باشد مبتلا نمىسازد تا اين كه عاقبت بعذاب اخروى گرفتار گردد، و «پائين مىافتد با غافلان» يعنى در پستى شقاوت و بدبختى مىافتد با ايشان، و ممكن است كه «يهوى» بكسر واو نباشد بلكه بفتح آن باشد و ترجمه اين باشد كه: خواهش ميكند با غافلان يعنى، «هواها و هوسهاى باطل ميكند با ايشان، و «بامداد ميكند با گنهكاران» يعنى هر روز صبح ميكند در حالى كه از جمله گنهكارانست، يا اين كه روز قيامت صبح ميكند از جمله ايشان، و «بى راه راستى (تا آخر)» يعنى نه بر راه راستى است و نه امام و پيشوائى دارد كه بكشد او را بآن، و نه علم ظاهرى دارد و نه دين محكمى، و «مىترسد از موت» يعنى