شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٧٦ - ٩٥٩٠ ما ظلم من خاف المصرع
و پوشيده نيست كه زنا نكردن چنين كسى در وقتى كه عفيف باشد امريست ظاهر و قابل بيان نيست، و ممكن است كه مراد اين باشد كه زنا چنان فاحشه قبيحى است كه هر كه زنا كرده باشد هرگز توفيق عفت و بازايستادن از حرام نيابد، پس هر كه يك وقتى عفيف گردد بايد كه او زنا نكرده باشد.
٩٥٨٦ ما أوقح الجاهل.
چه بيحياست جاهل، يعنى نادان.
٩٥٨٧ ما أقبح الباطل.
چه زشت است باطل، يعنى آنچه حق نباشد از گفتار و كردار.
٩٥٨٨ ما عقل من بخل بإحسانه.
عقل و دريافت نكرده كسى كه بخيلى كرده باحسان خود، يعنى بخيلى باحسان خود عاقلى نيست.
٩٥٨٩ ما عقد أيمانه من لم يحفظ لسانه.
نبسته سوگندهاى خود را كسى كه نگاه نداشته زبان خود را، ممكن است مراد اين باشد كه كسى كه زبان خود را نگاه ندارد سوگندهاى خود را نمىتواند كه محكم نگاهدارد كه خلاف نباشد يا خلف نشود زيرا كه چنين كسى در گفتگوها قسم بسيار ياد كند و كم است كه پاره از آنها خلاف نباشد يا خلف نشود، و ممكن است كه «ايمان» بكسر همزه خوانده شود و ترجمه اين باشد كه: نبسته و محكم نكرده ايمان خود را كسى كه نگاه نداشته زبان خود را، زيرا كه چنين كسى نمىشود كه سخنى چند نگويد كه ضرر بايمان او داشته باشد مثل دشنام و غيبت و فاش- كردن اسرار مردم.
٩٥٩٠ ما ظلم من خاف المصرع.