شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٠٥ - ١٠٣٤٠ لا تعتذر من أمر أطعت الله سبحانه فيه، فكفى بذلك منقبة
نيست از دين در چيزى، «أميد» بمعنى پايانست و بمعنى مدت و زمان نيز مستعمل مىشود، و مراد به «دراز نكشيدن أمد» اينست كه مدت درازى از براى عمر خود يا پايان دورى از براى آن قرار ندهند و اين كنايه است از اين كه اميدهاى دور و دراز از براى خود قرار ندهند، چه هر كه اميدهاى دور و دراز از براى خود قرار دهد گويا مدت عمر خود را دراز و پايان آنرا دور قرار داده، و «نيست اميد از دين» يعنى داخل نيست در آن در چيزى يعنى در هيچ چيز از دين يعنى اميد داخل نيست در دين اصلا و بهيچ وجه، يعنى ديندار اميدهاى دنيوى اصلا از براى خود قرار نمىدهد.
١٠٣٣٩ لا تقولن ما لا تفعله، فانك لن تخلو فى ذلك من عجز يلزمك و ذم تكسبه.
مگو زينهار آنچه را نمىكنى آن را، پس بدرستى كه تو خالى نمىشوى در اين حال از عاجزيى كه لازم باشد ترا، و مذمتى كه كسب كنى تو آن را، يعنى وعده مكن چيزى را كه وفا مكنى بآن، زيرا كه اگر چنين كنى خالى نخواهى بود در آن حال از عجزى كه لازم تو شود يعنى حق تعالى ترا بجزاى آن عاجز و ناتوان گرداند و قدرت و استطاعتى كه بتو عطا كرده بود كه وفا بامثال آن مىتوانستى كرد از تو زايل كند، «و خالى- نبودن او از مذمتى كه كسب كند آنرا» ظاهرست، چه خلف كننده وعده را همه كس مذمت كند، و ممكن است مراد به «عجز» عجز نفس او باشد يعنى خالى نخواهى شد از اين كه منسوب شوى و لازم تو شود صفت ذميمه عجز نفس و ناتوانى آن بمرتبه كه نتوانى كه بدارى او را بر وفا بوعده كه خود كرده باشى، و از مذمتى كه كسب كنى آنرا بسبب اين.
١٠٣٤٠ لا تعتذر من أمر أطعت الله سبحانه فيه، فكفى بذلك منقبة.