شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٢٧ - ١٠٠٩٠ ويل لمن ساءت سيرته، و جارت ملكته، و تجبر و اعتدى
و احسان كردن بكسى كه او پيوند كرده باشد سهل باشد و چندان كمالى نباشد.
١٠٠٨٦ وجيه الناس من تواضع مع رفعة و ذل مع منعة.
بزرگ مردم كسيست كه فروتنى كند با بلندى، و نرمى كند با عزت و مناعت.
١٠٠٨٧ ويل لمن تمادى فى غيه، و لم يفىء الى الرشد.
واى از براى كسى كه بنهايت رسد در گمراهى خود، و برنگردد بسوى راه درست.
١٠٠٨٨ ويل لمن غلبت عليه الغفلة فنسى الرحلة و لم يستعد.
واى از براى كسى كه غلبه كند بر او غفلت، پس فراموش كند رحلت را و آماده نگردد.
١٠٠٨٩ ويل لمن تمادى فى جهله، و طوبى لمن عقل و اهتدى.
واى از براى كسى كه بنهايت رسد در نادانى خود، و خوشى از براى كسى كه دريافت كند و راه راست يابد.
١٠٠٩٠ ويل لمن ساءت سيرته، و جارت ملكته، و تجبر و اعتدى.
واى از براى كسى كه بد باشد طريقه او، جائر باشد مالكيت او، و تكبر كند و ستم كند. مراد به «جائر بودن مالكيت او» اينست كه بجور و ميل از حق سلوك كند در آنچه مالك آن باشد و اختيار تصرف در آن داشته باشد مثل جور پادشاهان و حكام در ملك خود، و از كلام اهل لغت ظاهر مىشود كه «ملكه» بمعنى سلوك با بندگان نيز آمده چنانكه در حديثى كه وارد شده كه: داخل نمىشود بهشت را بد ملكه، گفتهاند كه: يعنى كسى كه بد سلوك باشد با بندگان خود، و بنا بر آن اينجا نيز بآن معنى مىتواند بود يعنى كسى كه جائر و مايل از حق باشد