شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥١١ - حديث اول
و ميل ميكنند بسوى آنچه آفريده شدهاند از آن، و دلهاى كافران شوق دارند و ميل ميكنند بسوى آنچه آفريده شدهاند از آن.
(توضيح) «طينت» بمعنى قطعه از گل آمده و بمعنى خلقت و جبلت نيز آمده، و «عليين» چنانكه بعضى از اهل لغت گفتهاند: نام موضعى است در آسمان هفتم كه ارواح مؤمنان بالا روند به آنجا، و بعضى گفتهاند: مراد بآن بهشت است، و ممكن است كه بهر دو معنى باشد، و ممكن است كه بهشت نيز در آسمان هفتم باشد، و مراد به «طينت عليين» قطعهايست از گل بهشت يا خلقت و جبلتى كه از براى بهشت و مناسب رفتن بآن باشد، «دلهاى ايشان را و بدنهاى ايشان را» يعنى دلهاى پيغمبران و بدنهاى ايشان را هر دو از طينت عليين آفريده، و مراد به «دل» يا معنى ظاهر آنست كه عضو مخصوص باشد و امتياز آن در مؤمنان از اعضاى ديگر در طينت باعتبار شرافت آنست بسبب اين كه روح اولا تعلق بآن گيرد و بعد از آن باعضاى ديگر، و يا باعتبار اين كه محل علوم و ادراكات است چنانكه مذهب متكلمين است و بنا بر اين «طينت» بهر يك از اين دو معنى كه مذكور شد مىتواند بود، يا نفس مجردست كه اطلاق «دل» بر آن نيز شايع است و بنا بر اين مراد به «طينت عليين» خلقت و جبلتى است كه مناسب «عليين» باشد نه از گل بهشت، زيرا كه خلق مجرد از مادى معقول نمىنمايد، و «آفريده است دلهاى مؤمنان را از آن طينت» يعنى مؤمنان دلهايشان بمعناى ظاهر يا نفوس ايشان از آن طينت است، و «بدنهاى ايشان از پستتر از آن» يعنى از گل پستتر از آن گل يا خلقت و جبلتى پستتر از آن خلقت و جبلت، و بر هر تقدير ممكن است كه آن طينت نيز طينت عليين باشد نهايت مرتبه پستتر از آن باشد، و طينت دلها مرتبه بالاتر از آن باشد، و ممكن است كه قسم ثالثى باشد از طينت كه نه طينت عليين باشد و نه طينت سجين، و «آفريده است كافران را از طينت سجين» مراد به «سجين» جهنم است يعنى از گل جهنم