شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٣٦ - ١٠١١١ وافد الموت يقطع العمل و يفضح الأمل
نگاهداريد نفسهاى خود را از عذاب خدا بتند رفتن بسوى فرمانبردارى خدا.
١٠١٠٩ وال ظلوم غشوم خير من فتنة تدوم.
والى ستمگر بسيار ظلم كننده بهترست از فتنه كه دائمى باشد، مراد اينست كه پادشاه و حاكم در هر ولايت هر چند بسيار ستم كننده و ظالم باشد بهترست از اين كه فرمانفرما و حاكمى نباشد زيرا كه ظلم يك كس هر چند بسيار باشد سهل باشد نسبت باين كه فرمانفرما و حاكم نباشد كه آن سبب هرج و مرج مىشود و هر كه را قدرتى بر فتنه و شرى باشد آنرا پيش گيرد و فتنه دائمى گردد.
١٠١١٠ وق عرضك بعرضك تكرم[١]، و تفضل تخدم، و احلم تقدم.
نگاهدار عرض خود را ببذل متاع و مال[٢] خود تا گرامى گردى، و احسان كن تا خدمت كرده شوى، و بردبارى كن تا پيش داشته شوى يعنى مردم ترا بر ديگران در شرف مقدم دارند.
١٠١١١ وافد الموت يقطع العمل و يفضح الأمل.
وارد شونده مرگ مىبرد عمل را، و رسوا مىگرداند امل را، مراد به «وارد- شونده مرگ» همان مرگست كه وارد شود بر آدمى و غرض تنبيه بر اينست كه مرگ كه وارد شود قطع عمل كند و ديگر عملى نتوان كرد پس بقدر مقدور در اعمال خير بايد شتاب كرد كه مبادا مرگ در رسد و قطع آنها كند، و همچنين تنبيه بر اين كه اميدهاى دور و دراز از براى خود قرار نبايد داد تا اين كه مرگ رسوا نكند آنها را، و در بعضى نسخهها «الاجل» بجاى «العمل» است و بنا بر اين ترجمه اينست كه: مىبرد أجل را، يعنى مدت عمر را، و مراد همان تنبيه بر آن دو امرست كه
[١] - كذا و بهتر آنست كه بصيغه مجهول از باب افعال خوانده شود يعنى« اكرام كرده شوى».
[٢] -« متاع و مال» ترجمه كلمه« عرض» است بفتح عين و راء، زيرا كه آن بمعنى متاع و مال است صاحب نصاب الصبيان گفته است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|