شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٢٨ - ١٠٠٩٣ ويح ابن آدم ما أغفله، و عن رشده ما أذهله
- سلوك او با بندگان او، ممكن است كه «ملكه» در حديث مزبور نيز بمعنى مالكيت باشد بهمان معنى كه اولا مذكور شد يا بآن معنى كه ايشان گفتهاند.
١٠٠٩١ ويح النائم ما أخسره، قصر عمله و قل أجره.
ويح خوابيده چه چيز زيانكار كرده او را، كوتاه است عمل او و كم است مزد او، «ويح» كلمه رحمت و «ويل» كلمه عذابست، و بعضى گفتهاند كه: هر دو بيك معنى است يعنى هر دو كلمه عذابند و «ويح فلان» يا «ويل فلان» كه گويند در كلام تقديرى بايد مثل اين كه لازم سازد خدا ويح او را يا ويل او را، يا طلب كن ويح او را يا ويل او را، يا مىخواهم ويح او را يا ويل او را، و حاصل فقره مباركه اينست كه: ويح از براى كسى كه در خواب باشد يعنى محل ترحم است چه چيز او را زيانكار كرده است و اين تعجب است از زيانكارى او و سؤال از سبب آن و اين كه آيا چه سبب داشته باشد كه او را چنين زيانكار كرده و بعد از آن بيان زيانكارى او شده باين كه «كوتاه است عمل او و كم است مزد او» زيرا كه تا در خوابست عملى نكند و مزدى از براى او نباشد و غرض منع از خواب بسيارست بسبب اين كه خواب عمل را كوتاه كند و مزد را كم گرداند.
١٠٠٩٢ ويح المسرف ما أبعده عن صلاح نفسه و استدراك أمره.
ويح از براى اسراف كننده، چه چيز دور كرده است او را از صلاح نفس خود و بازيافت كار خود يعنى چه دورست از آنچه صلاح نفس او در آنست و از بازيافت كردن كار خود و تدارك نمودن زيان و خسران آن.
١٠٠٩٣ ويح ابن آدم ما أغفله، و عن رشده ما أذهله.
ويح از براى پسر آدم، چه چيز غافل كرده او را و از راه راست درست او چه چيز زايل ساخته او را، يعنى چه غافلست و از راه راست درست خود چه ذاهل