شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٨٠ - ١٠٢٤٩ لا تطيعوا الادعياء الذين شربتم بصفوكم كدرهم، و خلطتم بصحتكم مرضهم، و أدخلتم فى حقكم باطلهم
فرمانبردارى مكنيد ادعيائى را كه آشاميدهايد بصاف خود كدر و ناصاف ايشان را، و آميختهايد بصحت و تندرستى خود بيمارى ايشان را، و داخل كردهايد در حق خود باطل ايشان را، «أدعياء» بمعنى پسر خواندههاست يا آنها كه متهم باشند در نسب خود، و ظاهر اينست كه مراد در اينجا چنانكه بعضى از شارحان نهج البلاغه گفته جمعىاند كه اسلام را بخود بستهاند و نفاق را پنهان كردهاند پس خود را منسوب باسلام ساختهاند و در واقع منسوب بآن نيستند مانند پسر خوانده كسى كه او را پسر او مىخوانند و در واقع پسر او نيست، و ممكن است نيز كه غرض اشاره بخلل نسب ايشان نيز باشد. و «آشاميدهايد بصاف خود» يعنى ببدل صاف خود و عوض آن، يا با صاف خود، و مراد به «صاف ايشان» دين و ايمان ايشانست كه بدل كردهاند آن را بگل و لاى اطاعت و پيروى آن ادعياء، و طين و حماى[١] محبت و دوستى ايشان، يا آميخته كردهاند آن را بآن. و مراد به «تندرستى ايشان» نيز صحت دين ايشانست كه آميخته كردهاند آن را ببيمارى اطاعت آن ادعياء و دوستى ايشان، و مراد به «حق» و «باطل» نيز همانهاست، و ممكن است كه مراد بيان كمال محبت و دوستى ايشان باشد با آن ادعياء بمرتبه كه اگر آن ادعياء را كدورتى روى دهد شما نيز مكدر شويد و بياشاميد كدورت ايشان را بجاى عيش صاف خود، يا آميخته كنيد آن را بآن كدورت، و اگر ايشان را بيماريى عارض شود آميخته كنيد صحت خود را بيمارى ايشان، باعتبار اين كه چندان غمناك و اندوهگين گرديد كه گويا شما نيز با وجود صحت، آن بيمارى را داريد، و مراد به «حق» و «باطل» همان باشد كه مذكور شد، يا اين كه آنچه حق شما باشد از حقوق مسلمانان و ايشان را
[١] - در أقرب الموارد گفته:« الحمأ الطين الاسود، و منه فى القرآن:« و لقد خلقنا الإنسان من صلصال من حمإ مسنون»» و صاحب نصاب الصبيان گفته است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|