شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٨٤ - ١٠٢٦٨ لا تصرم أخاك على ارتياب، و لا تهجره بعد استعتاب
بسيار مشمار بسيار را از عطاى خود پس بدرستى كه تو بيشترى از آن، يعنى مرتبه آدمى شريف و بلندست و هر چند بسيار عطا كند آن در جنب شرافت و بلندى مرتبه او سهل باشد و مرتبه او بيشتر باشد از آن.
١٠٢٦٥ لا تسر الى الجاهل شيئا لا يطيق كتمانه.
نهان مگو بسوى نادان چيزى را كه طاقت نداشته باشد پنهان كردن آن را يعنى سر خود را بنادان مگو، زيرا كه او طاقت پنهان داشتن سر ندارد و زود فاش ميكند.
١٠٢٦٦ لا ترد السائل و صن مروتك عن حرمانه.
بر مگردان سائل را و نگاهدار مروت خود را از محرومى او يعنى محرومى سائل منافى مروت و آدميت تست پس نگاه دار مروت خود را از آن و فاسد مكن بسبب آن.
١٠٢٦٧ لا تسىء اللفظ، و ان ضاق عليك الجواب.
بد سخن مگو و هر چند تنگ باشد بر تو جواب، ممكن است مراد اين باشد كه هر گاه سؤالى از تو كنند بد سخن مگو يعنى تندى و درشتى مكن در جواب هر چند تنگ باشد بر تو جواب و خوب جواب نتوانى گفت كه او قبول كند با وجود آن نيز تندى و درشتى مكن، از براى اين كه بسبب آن آنچه را گوئى قبول كند يا ترك سخن كند چنانكه شايعست ميانه مردم بلكه هر گاه عاجز شوى اعتراف كن بعجز كه اين عيب نيست بخلاف مجادله كردن و تندى و درشتى نمودن.
١٠٢٦٨ لا تصرم أخاك على ارتياب، و لا تهجره بعد استعتاب.
مبر از برادر خود بنا بر شكى، و دورى مكن از او بعد از طلب خشنوديى،