شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٥١ - ١٠١٤٥ و لقد علم المستحفظون من أصحاب رسول الله
كه گرامى گردانيده بود مرا خدا بآن، و هر آينه بتحقيق كه بذل كردم در فرمانبردارى آن حضرت- رحمتهاى خدا بر او و آل او باد- جهد خود را، و جهاد كردم با دشمنان او بهمه طاقت خود، و نگاهداشتم او را بنفس خود، و هر آينه بتحقيق كه رسانيد بسوى من از علم خود آنچه را نرسانيد آنرا بسوى احدى غير از من.
ممكن است كه «مستحفظان» بفتح فاء باشد يعنى جمعى كه حق تعالى ايشان را حافظ و نگاهدار دين و علوم گردانيده، و حفظ و نگاهدارى آنها را از ايشان خواسته، و ممكن است كه بكسر فاء باشد يعنى حافظان و نگهداران دين و علوم، و «رد نكردم بر خدا و نه بر رسول او ساعتى» يعنى رد نكردم هيچ فرمان ايشان را بر ايشان و تأخير نكردم آنرا بقدر ساعتى هرگز بلكه شتاب كردم در امتثال همه فرمانهاى ايشان در اوقات آنها، و «مواسات كردم با او بنفس خود» مواسات كسى با كسى بمال خود اينست كه او را هم شريك گرداند با خود در آن، و او را قدوه گرداند در آن يعنى او را مقتدا واصل گرداند و خود را تابع او سازد و گاهى در مطلق شريك گردانيدن او در آن استعمال مىشود و مراد اينست كه او را قدوه گردانيدم در نفس و جان خود، و او را مالكتر و صاحب اختيارتر آن گردانيدم، و نثار مىكردم جان خود را از براى او در مواطنى كه باز مىايستادند شجاعان در آنها، و جرأت بر كارى نمىكردند در آنها، و «پس مىرفت از آنها قدمها» يعنى مىگريختند مردم از آنها چنانكه مشهورست از ضربتهاى آن حضرت در جنگ احد و بدر و حنين و غير آنها و گريختن عامه مسلمانان از آنها حتى اين كه نقل كردهاند محدثان شيعه و اهل سنت هر دو كه در روز احد چون افتاد رسول خدا ٦ در ميانه كشتگان زخمدار و اندك رمقى داشت و مسلمانان گريخته بودند ديدند او را گروهى از مشركان پس قصد او كردند پس فرمود كه: يا على كفايت كن از من كار اينها را، پس حمله كرد آن حضرت بر ايشان و كشت رئيس ايشان را، بعد از آن باز قصد كردند