شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٧٤ - ٩٥٧٩ ما أقرب البؤس من النعيم، و الموت من الحياة
امر نكرده خداى سبحانه بچيزى مگر اين كه و يارى كرده بر آن.
٩٥٧٣ ما نهى الله سبحانه عن شيء الا و أغنى عنه.
نهى كرده خداى سبحانه از چيزى مگر اين كه و بى نياز كرده از آن.
٩٥٧٤ ما حصن الدول بمثل العدل.
محكم نگاهداشته نشده دولتها بچيزى مثل عدل.
٩٥٧٥ ما اجتلب سخط الله بمثل البخل.
كشيده نشده خشم خدا بچيزى مثل بخيلى يعنى جلب خشم خدا بآن زياده از هر خويى مىشود زيرا كه آن مانع از اداى حقوق مردم و بسيارى از حقوق الهى مىشود و در اخلاق ديگر چنين خلقى نيست.
٩٥٧٦ ما آمن بالله من قطع رحمه.
ايمان نياورده بخدا كسى كه ببرد از خويش خود يعنى صله او را بجا نياورد و بنا بر مشهور كه أعمال داخل در ايمان نباشد مراد ايمان كامل است.
٩٥٧٧ ما أيقن بالله من لم يرع عهوده و ذمته.
يقين نكرده بخدا كسى كه رعايت نكرده عهدهاى خود را و پيمانهاى خود را.
٩٥٧٨ ما حفظت الاخوة بمثل المواساة.
نگاهداشته نشده برادرى بچيزى مثل مواسات، مراد به «مواسات» چنانكه مكرر مذكور شد برابر دانستن كسيست با خود در مال خود و مضايقه نكردن آن از او بهر نحو كه خواهد و ظاهرست كه هر كه با كسى اين نحو سلوك كند برادرى ميانه ايشان محكم باشد و خللى بآن نرسد.
٩٥٧٩ ما أقرب البؤس من النعيم، و الموت من الحياة.