شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٤٣ - ١٠١٣٧ وضع الصنيعة فى أهلها يكبت العدو و يقي مصارع السوء
كه اين عطف بر آنست و حاصل آن سوگندست بر اين كه اگر گاهى خداى تعالى مهلت دهد ظالم را و زود بلائى بر او نفرستد چنين نيست كه او را واگذارد و اصلا مؤاخذه نكند بلكه از براى او بكمينگاه او باشد بر گذرگاه راه او و جايگاه آنچه بگيرد گلوى او را در گذرگاه آب دهن او تا اين كه هر گاه برسد بجائى كه جاى آن باشد كه چيزى گلوى او را بگيرد از همان جا كه گذرگاه آب دهن اوست يعنى بجائى كه در آنجا مصلحت در هلاك او باشد آنجا بگيرد گلوى او را و هلاك كند.
١٠١٣٤ وجهك ماء جامد يقطره السؤال، فانظر عند من تقطره.
روى تو آبيست بسته كه مىچكاند آنرا سؤال، پس نظر كن كه نزد كه مىچكانى آنرا، مراد منع از سؤال است، و اين كه آن آبروى خود را ريختن است و اين كه بر فرض كه كسى بكند بايد كه نظر كند كه نزد اهل آن باشد و نزد لئيم نا اهلى نباشد.
١٠١٣٥ وزر صدقة المنان يغلب أجره.
گناه صدقه منت گذارنده غلبه ميكند بر اجر او، مراد منع از منت گذاشتن در صدقه است و اين كه گناه صاحب آن در چنين صدقه بيشترست از أجر و ثواب او.
١٠١٣٦ وحدة المرء خير له من قرين السوء.
تنهائى مرد بهترست از براى او از همنشين بد.
١٠١٣٧ وضع الصنيعة فى أهلها يكبت العدو و يقي مصارع السوء.
گذاشتن احسان در اهل آن مىشكند دشمن را و نگاه مىدارد از افتادنهاى بد، يا جايگاههاى افتادن بد، و ممكن است كه «يكبت» بمعنى «مىشكند» نباشد بلكه بمعنى «خوار مىگرداند» باشد يا «مىاندازد» و حاصل هر سه يكيست،