شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٨٠ - ١٠٦٣٥ لا لباس أجمل من السلامة
همان راستى او آن را خاطر نشين مردم ميكند و دلها گواهى براستى آن مىدهند و هيچ خاطر نشين كننده واضحتر از آن خاطر نشين نتواند كرد.
١٠٦٢٩ لا داء أدوأ[١] من الحمق.
نيست دردى دردناكتر از حماقت.
١٠٦٣٠ لا خلق أشين من الخرق.
نيست خوئى زشتتر از درشتى.
١٠٦٣١ لا كنز أنفع من العلم.
نيست گنجى سودمندتر از علم.
١٠٦٣٢ لا عز أرفع من الحلم.
نيست عزتى بلندتر از حلم.
١٠٦٣٣ لا وحشة أوحش من العجب.
نيست وحشتى وحشت دارتر از خودبينى، يعنى هيچ چيز سبب وحشت و رميدن مردم مثل آن نمىشود باعتبار تكبرى كه صاحب آن ميكند و اين كه خود را محتاج بكسى نمىداند و الفتى نمىكند بكسى پس مردم نيز مىرمند از او.
١٠٦٣٤ لا شيمة أقبح من الكذب.
نيست خوئى زشتتر از دروغگوئى.
١٠٦٣٥ لا لباس أجمل من السلامة.
[١] - روى اين قبيل اوصاف عموما فتحه و ضمه گذاشته شده و نوعا« معا» نوشته شده يعنى قرائت آن بهر دو وجه جائز و صحيح است چنانكه در سابق مكرر در مكرر بيان كرديم.