شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٥ - ٩٤٨٤ ما ضللت و لا ضل بى
سبب كمى آن كه آنرا چنين كم كرده.
٩٤٨٠ ما أنكد عيش الحقود.
چه تيره كرده عيش و زندگانى كينهور را، اين نيز تعجب است از زيادتى تيرگى عيش و زندگانى او و مبالغه و تأكيد در آن بتعبير باستفهام از سبب آن كه آنرا چنين تيره كرده.
٩٤٨١ ما أنكرت الله تعالى منذ عرفته.
انكار نكردم خداى بلند مرتبه را از آن وقتى كه تصور كردم او را، مراد اظهار پاكيزگى خودست از آلودگى بكفر و اين كه هرگز مثل ديگران كه غصب حق او كردند آلوده بآن نشده.
٩٤٨٢ ما شككت فى الحق مذ أريته.
شك نكردم در حق از آن وقت كه نموده شدم آنرا، اين نيز مضمون فقره سابقست، و مراد به «حق» حق تعالى است، و اين كه هرگز شك نكرده در او از آن وقتى كه پيغمبر ٦ نموده او را باو يعنى وصف او كرده از براى او و دعوت كرده او را بسوى او.
٩٤٨٣ ما كذبت و لا كذبت.
دروغ نگفتهام و تكذيب كرده نشدهام يعنى هرگز كسى تكذيب من نكرده در چيزى كه نقل كنم.
٩٤٨٤ ما ضللت[١] و لا ضل بى.
گمراه نشدهام و گمراه كرده نشده بمن يعنى هرگز كسى را گمراه نكردهام.
[١] - در أقرب الموارد گفته:« ضل الرجل( كضرب و علم) ضد اهتدى اى جار عن دين او حق او طريق، و ضل فلان الطريق و عن الطريق( كعلم) لم يهتد اليه، و كذا الدار و المنزل و كل شيء مقيم لا يهتدى له، و ضل الرجل فى الدين( كضرب و علم) ضلالا و ضلالة ضد اهتدى».