شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٩٤ - ١٠٧٣٢ لا ينتصف البر من الفاجر
نيست مصيبتى بزرگتر از دائمى بودن بيمارى بدن.
١٠٧٢٧ لا لذة فى شهوة فانية.
نيست لذتى در شهوتى فانى شونده، يعنى در مشتهيات دنيوى كه فانى شوند.
١٠٧٢٨ لا عيش أهنأ من العافية.
نيست زندگانيى گواراتر از عافيت، يعنى عافيت از بيماريها و خوفها و فتنهها.
١٠٧٢٩ لا غائب أقدم من الموت.
نيست غائبى وارد شوندهتر از مرگ، زيرا كه ورود آن قطعى است بخلاف غايبهاى ديگر.
١٠٧٣٠ لا خازن أفضل من الصمت.
نيست خازنى افزونتر از خاموشى، «خازن» بمعنى خزانهدار و جمع كننده مال و پنهان كننده سرست، و خاموشى را «خازن» گفتن باعتبار اينست كه اسرار را در خزانه خاطر نگاه مىدارد يا پنهان كننده آنهاست، يا اين كه پنهان- كننده بسيارى از عيبهاست، يا اين كه جمع كننده فضايل است، و «خازن» بمعنى زبان نيز آمده و بنا بر اين ممكنست مراد اين باشد كه: نيست زبانى، يعنى گويائى افزونتر از خاموشى.
١٠٧٣١ لا ينتصر المظلوم بلا ناصر.
انتقام نمىكشد مظلوم بىيارى كننده، يعنى نمىتوان كشيد و غرض بيان عذر خودست از انتقام نكشيدن از آنان كه ظلم حق او صلوات الله و سلامه عليه كردند.
١٠٧٣٢ لا ينتصف البر من الفاجر.