شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٢٦ - ١٠٣٩١ لا يقولن أحدكم إن أحدا أولى بفعل الخير منى فيكون و الله كذلك، ان للخير و الشر أهلا، فمهما تركتموه كفا كموه أهله
ميل مكنيد بسوى نادانان خود، و فرمانبردارى مكنيد خواهشهاى خود را پس بدرستى كه فرود آينده باين منزل بر كنار جرفيست هار «جرف» بضم جيم و راى بىنقطه يا سكون راء از براى تخفيف زمينى را گويند كه ته آن را سيلها خورده باشد و برده باشد و روى آن مانده باشد و اگر آن شكافى هم خورده باشد آن را «هار» نيز گويند، و «بودن بر كنار چنين زمينى» كنايه است از كمال مشرف- بودن بر افتادن در هلاكت يا زيان و خسران.
١٠٣٩١ لا يقولن أحدكم إن أحدا أولى بفعل الخير منى فيكون و الله كذلك، ان للخير و الشر أهلا، فمهما تركتموه كفا كموه أهله.
نگويد زينهار أحدى از شما اين كه أحدى سزاوارترست بكردن خير از من پس بوده باشد و الله چنين، بدرستى كه از براى خير و شر اهليست پس هر گاه ترك كنيد شما آن را كفايت كنند از شما آنرا اهل آن، مراد منع بعضى مردم است كه در كردن كار خير مىگويند كه: چرا خير را ما بكنيم؟ چرا فلانيان نكنند كه اولىاند بكردن آن از ما؟ باعتبار زيادتى مال ايشان يا جاه ايشان يا نظاير آنها، و حاصل كلام اينست كه: در دنيا نمىشود كه خير و شر هر دو واقع نشود و هر يك از آنها را أهلى نباشد هر چند هر يك از ايشان باختيار خود را أهل آن كنند و هر كس بايد كه سعى كند كه او از أهل خير باشد و از أهل شر نباشد پس اگر كسى خير را نكند و گويد كه: ديگرى سزاوارترست بكردن آن، آخر چنين خواهد شد و ديگرى خواهد كرد و او محروم خواهد شد و عاقبت اجر و ثواب او را كه بيند پشيمان خواهد بود كه: چرا من چنين نكردم و پشيمانى او سودى نخواهد داشت، و همچنين در شر هر كس بايد كه سعى كند كه او از اهل آن نشود و اگر نه عاقبت كه بعقاب آن گرفتار شود و رستگارى جمعى را كه خود را از اهل آن نكردهاند مشاهده كند پشيمان خواهد شد كه: من چرا خود را از اهل آن كردم و مثل ايشان نكردم تا رستگار مىشدم،