شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٢٤ - ١٠٣٨٨ لا يزهدنك فى اصطناع المعروف قلة من يشكره فقد يشكرك عليه من لا ينفع بشىء منه، و قد يدرك من شكر الشاكر أكثر مما أضاع الكافر
مشغول مشو به آن چه مهم و ضرور نباشد ترا، و بر خود مگذار زحمت بالاتر از آنچه را بس باشد ترا، و بگردان همه اندوه خود را از براى آنچه رستگار مىگرداند ترا.
١٠٣٨٧ لا تصعرن خدك، و ألن جانبك، و تواضع لله الذى رفعك.
ميل مفرما زينهار گونه خود را، و نرم كن جانب خود را و روى خود را، و فروتنى كن از براى خدايى كه ترا بلند كرده، «ميل فرمودن گونه» كنايه از تكبر كردن با مردم است چنانكه عادت متكبرانست كه گونه خود را مىگردانند از مردم، و «نرمى جانب» كنايه از هموارى كردن با مردم است چنانكه مكرر مذكور شد.
١٠٣٨٨ لا يزهدنك فى اصطناع المعروف قلة من يشكره فقد يشكرك عليه من لا ينفع بشىء منه، و قد يدرك من شكر الشاكر أكثر مما أضاع الكافر.
بى رغبت نسازد ترا زينهار كردن احسان كمى كسى كه شكر كند آنرا، پس بتحقيق كه شكر ميكند ترا بر آن كسى كه منتفع نمىشود بچيزى از آن، و بتحقيق كه دريافته مىشود از شكر آن شكر كننده بيشتر از آنچه ضايع كرده كفران كننده. مراد به «كسى كه شكر ميكند بر آن و منتفع نمىشود بچيزى از آن، حق تعالى است و شكر او جزاى خيريست كه مىدهد بعوض آن و ظاهرست كه آنچه دريافته مىشود از شكر اين شكر كننده بيشتريست از شكرى كه نكرده آن را كفران كننده اگر ميكرد و هر قدر كه ميكرد، و ممكن است كه مراد بآن كسى جمعى ديگر باشند كه احسان را خوب مىدانند و شكر ميكنند هر كه را بشنوند كه اهل آنست هر چند احسان بايشان نكرده باشد و غالب اينست كه شكر ايشان سودمندترست از شكر