شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٤٣ - ١٠٤٣٠ لا تشتدن عليكم فرة بعدها كرة، و لا جولة بعدها صولة، و أعطوا السيوف حقوقها، و قصوا للحرب مصارعها، و اذمروا أنفسكم على الطعن الدعسى، و الضرب الطلخفى، و أميتوا الأصواب، فانه أطرد للفشل
صوله باشد، و بدهيد شمشيرها را حقهاى آنها را، و از پى برويد از براى جنگ جايگاههاى افتادن آن را، و بر انگيزيد نفسهاى خود را بر طعن دعسى و ضرب طلخفى، و آهسته كنيد آوازها را پس بدرستى كه اين دور كنندهترست مر ترس را.
اين كلاميست كه مىفرمودند بأصحاب خود در جنگ، «فره» بمعنى گريختن است، و «كره» بمعنى حمله كردن، و «جوله» بمعنى جولانست و دوره زدنى در ميدان، و بعضى از شارحان نهج البلاغه گفتهاند: كه جوله گريختنيست كه نزديك باشد و دور نشود، و «صوله» نيز بمعنى حمله كردنست و مراد اينست كه سخت و گران مدانيد و عيب و عار مشماريد گريختنى را كه بعد از آن حمله كردنى باشد يعنى گريختنى را كه از موضعى باشد بموضعى ديگر كه آن اصلح باشد از براى جنگ و حمله كردن، عيب و عار گريختنى است كه از اصل آن جنگ باشد نه از خصوص مكانى بمكان ديگر كه أصلح باشد، و شارحان نهج البلاغه برين حمل كردهاند كه: اگر اتفاق افتد از شما گريختنى و بعد از آن باز برويد و حمله كنيد آن گريختن سخت و دشوار نباشد بر شما آن حمله بعد جبر آن گريختن ميكند، «گريختن سخت و گران» گريختنيست كه تلافى آن بعد از آن بحمله نشود. و گفتهاند كه: غرض ازين تحريص ايشانست بر معاودت بجنگ هر گاه بگريزند و اين كه بآن تلافى آن عيب و عار مىشود، و همچنين سخت و گران مدانيد جولانى را كه در ميدان بكنيد و دوره كه بزنيد در آن بى جنگ از براى مصلحتى مثل تعيين موضعى كه أصلح باشد يا از براى فرا گرفتن أهبه و استعداد جنگ و قوى نمودن توطين نفس بر آن و امثال اينها هر گاه خواهيد كه بعد از آن حمله كنيد، سخت و گران همانا رفتنى است كه از براى حمله نباشد و خواهند كه بآن اكتفا شود، و اگر مراد به «جوله» گريختن نزديك باشد بمنزله تأكيد حكم سابق خواهد بود، و مراد به «حقوق شمشيرها كه بايد داد