شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٩٤ - ١٠٠٢١ هلك من لم يحرز أمره
١٠٠١٩ هلك فى رجلان، محب غال و مبغض قال.
هلاك شده در باره من دو كس، دوستى غالى و دشمنى قالى، «غالى» بمعنى از حد درگذرنده است و مراد به «دوست از حد در گذرنده» كسيست كه در باره آن حضرت از حد تجاوز كرده باشد و بمرتبه زياد قائل شده باشد مانند آنان كه نعوذ بالله بألوهيت آن حضرت قائل شدهاند، و «قالى» هم بمعنى دشمن است و وصف «دشمن» بآن از براى تأكيد و لطف عبارتست و دشمنى نواصب و خوارج ظاهرست، و اكثر اهل سنت نيز بى قدرى دشمنى نيستند چنانكه از آميزش و معاشرت با ايشان ظاهر مىشود و ممكن است كه همه ايشان داخل در آن باشند زيرا كه مرتبه آن حضرت را پست دانستن بمرتبه كه خلفاى ثلاثه را با همه عيوب و مثالب ايشان بر حضرت او مقدم دارند در واقع كمال دشمنيست با آن حضرت هر چند ايشان خود ندانند اين را.
١٠٠٢٠ هلك من لم يعرف قدره.
هلاك شده كسى كه ندانسته قدر خود را، ظاهر اينست كه مراد أعم از كسى باشد كه تجاوز كند از حد خود و مرتبه زياد از قدر خود از براى خود قرار دهد، و كسى نيز كه قدر و مرتبه خود را نداند و خود را خفيف و سبك گرداند بمعاصى و حرص و طمع و مانند آنها.
١٠٠٢١ هلك من لم يحرز أمره.
هلاك شد كسى كه جمع نكرده كار خود را يعنى نپرداخته بكارهاى ضرورى خود از أمور معاش و معاد.
و فرموده در وصف منافقين يعنى جمعى كه باطن ايشان با ظاهر موافق نبوده و در ظاهر اظهار اسلام مىكردهاند و در باطن اعتقاد بآن نداشتهاند و يا أعم از ايشان و هر كه در ظاهر با مردم دوستى و محبت كند و در باطن بر خلاف آن باشد: