شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤١٨ - ١٠٨٥٢ لا تدوم حيرة الدنيا، و لا يبقى سرورها، و لا تؤمن فجعتها
١٠٨٥١ لا يكون حازما من لا يجود بما فى يده، و لا يؤخر عمل يومه الى غده.
نمىباشد دور انديش كسى كه سخاوت نمىكند به آن چه در دست اوست، و پس نمىاندازد كار روز خود را بسوى فرداى خود، «دور انديش نبودن سخاوت- نكننده» باعتبار اينست كه در سخاوت نفع دنيوى و اخروى اوست پس كسى كه ترك آن كند سود عاقبت خود را ملاحظه نكرده، و «پس انداختن كار امروز خود بسوى فردا» از براى شتاب نكردن در آنست و تأمل كردن در عاقبت آن كه متضمن زيان و ضررى باشد، پس كسى كه ترك كند آن را دورانديش نباشد.
١٠٨٥٢ لا تدوم حيرة الدنيا، و لا يبقى سرورها، و لا تؤمن فجعتها.
پاينده نمىماند حيرانى دنيا، و باقى نمىماند شادمانى آن، و ايمنى نيست از مصيبتها آن، مراد اينست كه از حيرانى كه در دنيا رو دهد اندوهگين نبايد شد و ايمن نماند، و همچنين مغرور بشادى آن نبايد شد، باقى نمىماند و ايمن از مصائب آن نبايد بود و همواره حذر از آن بايد كرد بدعا و امثال آن پوشيده نماند كه «حيرة» در نسخههاى كتاب بياء دو نقطه ضبط شده است[١] و معنى آن همانست كه شرح شد و گمان مىرود كه صحيح «حبره» باشد بباء يك نقطه و ناسخين بغلط آنرا بياء دو نقطه نوشته باشند و بنا بر اين معنى اين خواهد بود كه: پاينده نمىماند شادى دنيا، زيرا «حبره»[٢] بفتح حاء و سكون باء يك نقطه و فتح راء و بهاء در آخر بمعنى شاديست. و بنا بر اين جمله «و لا يبقى سرورها» عطف تفسير يا جمله مؤكده خواهد بود و مقابل و قرينه آنها جمله «و لا تؤمن فجعتها».
[١] - در هر دو نسخه چاپى بباء يك نقطه است،( چاپ هند، ص ٤٠١، س ٤ و چاپ صيدا، ص ١٦٢، س ٤).
[٢] - در منتهى الارب گفته:« حبره شادى و نشاط و فراخى عيش، يقال: مع الحبرة عبرة».