شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٥٨ - ١٠٥١٣ لا ندم لكثير الرفق
پرهيزگارى او سودى ندارد، هر كه گمراه باشد هر چند در دين خود كمال تقوى و پرهيزگارى داشته باشد پرهيزگارى او سودى ندهد باو.
١٠٥١٠ لا بيان مع عى.
نيست بيانى با جهلى[١]، «بيان» بمعنى فصاحت و زبان آوريست يا واضح- كردن چيزى و ظاهر ساختن آن، و بر هر تقدير مراد اينست كه در آن علم و دانش مىبايد و با جهل و نادانى نمىشود پس كسى كه آنرا خواهد بايد كه تحصيل علم و دانش كند.
١٠٥١١ لا دين لمسيء الظن.
نيست دينى از براى بدگمان، مراد يابد گمان بحق تعالى است و اين كه او را در كمال رحم و بخشايش نداند و بناى همه مجازات او را بر عدل گذارد نه بر تفضل، و يا بدگمان بمردم است هر گاه عمل كند با ايشان بر وفق آن و ايذاء و آزارى رساند بايشان بسبب آن، چنانكه مكرر تفصيل داده شد.
١٠٥١٢ لا صنيعة للممتن.
نيست احسانى از براى منت گذارنده، يعنى احسان او احسان نيست و منت گذاشتن آنرا باطل و فاسد كند.
١٠٥١٣ لا ندم لكثير الرفق.
نيست پشيمانيى از براى بسيار نرمى، يعنى از براى كسى كه نرمى و هموارى او با مردم بسيار باشد.
[١] - در منتهى الارب گفته:« عى بالامر( كسمع) عيا بالكسر در ماند در كار خود يا بمراد خود راه نيافت و استواريش را نتوانست عيى بفك ادغام مثله، و كذلك عيى فى الكلام و عيى فى منطقه يعنى بسته شد بروى سخن و بيان نكردن نتوانست، و پوشيده نيست كه مراد در اينجا معنى دوم است يعنى عاجز در گفتار نمىتواند مقصد خود را درست بيان كند و بطرف بفهماند.