شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٥١ - ١٠٩٦٨ يستدل على الايمان بكثرة التقى، و ملك الشهوة، و غلبة الهوى
و التمسك بالغرور، و تقديم الأراذل، و تأخير الأفاضل.
دليل گفته مىشود بر ادبار دولتها، و پشت گردانيدن آنها بچهار چيز، ضايع كردن اصلها، و دست زدن بغرور، و پيش انداختن اراذل، و پس انداختن افاضل، ممكن است كه دليل اجتماع هر چهار باشد، و ممكن است كه هر يك دليل باشد نهايت دو تاى آخر هر يك ديگرى را لازم دارند پس در تحقيق دليل يكى از سه تا مىشود و مراد به «أصلها» يا قواعد و قوانين حسنه است كه ارباب دول سابق گذاشته باشند، و به «ضايع كردن آنها» مخالفت آنها، و يا مردم اصيل و خانوادههاى بزرگ، و به «ضايع كردن آنها» بر انداختن آنها و يا مهمل گذاشتن و كار نفرمودن بايشان، و مراد به «پيش انداختن اراذل و پس انداختن أفاضل» اينست كه مناصب و خدمات بزرگ بمردم دنى پست مرتبه داده شود و خدمات خرد بمردم بلند مرتبه كه ايشان بايد كه تابع آن اراذل گردند.
١٠٩٦٦ يستدل على المروة بكثرة الحياء و بذل الندى و كف الأذى.
دليل گفته مىشود بر مروت و آدميت ببسيارى شرم و حيا، و بذل احسان و عطا، و بازداشتن آزار و ايذاء.
١٠٩٦٧ يستدل على اللئيم بسوء الفعل و قبح الخلق و ذميم البخل.
دليل گفته مىشود بر لئيم ببدى كردار و زشتى خوى و نكوهيده بخيلى، مراد بلئيم در اينجا شخص دنى پست مرتبه است و مراد استدلال بر لئيم بودنست، و «نكوهيده بخيلى» يعنى بخيلى زياد كه پر نكوهيده و مذموم است يا اصل بخيلى كه نكوهيده و مذموم است.
١٠٩٦٨ يستدل على الايمان بكثرة التقى، و ملك الشهوة، و غلبة الهوى.