شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٢٥ - ٩٧٦٤ معاداة الكريم أسلم من مصادقة اللئيم
٩٧٥٩ مذيع الفاحشة كفاعلها.
فاش كننده فاحشه مثل كننده آنست، يعنى نقل كننده آن و پهن كننده آن در وزر و وبال مثل كننده آنست، و مراد به «فاحشه» زناست يا هر گناهى كه از حد درگذشته باشد در بدى.
٩٧٦٠ مستمع الغيبة كقائلها.
گوش اندازنده بغيبت مثل گوينده اوست يعنى در وزر و وبال.
٩٧٦١ موت وحى خير من عيش شقى[١].
مردن شتابان بهترست از زندگانى كه بدبخت باشد.
٩٧٦٢ مركب الهوى مركب مرد.
مركب هوى مركبى است اندازنده يا هلاك كننده، يعنى هوى و هوس مركبيست كه نمىشود كه سوار خود را نيندازد، يعنى در هلاكت يا زيان و نقصان، يا هلاك نكند.
٩٧٦٣ منع الكريم أحسن من اعطاء اللئيم.
منع كردن كريم و عطا نكردن او بهترست از عطا كردن لئيم، مراد به «كريم» صاحب جودست يا هر شخص بلند مرتبه، و به «لئيم» بخيل يا هر شخص پست مرتبه، و «بهترى منع آن از عطاياى اين» باعتبار اينست كه منع او اگر منع كند با عذرخواهى و عزت و احترام باشد و عطاى اين با منت و خفت و خوارى.
٩٧٦٤ معاداة الكريم أسلم من مصادقة اللئيم.
دشمنى كردن كريم سالمترست از دوستى كردن لئيم، ظاهر اينست كه مراد
[١] - نظير اين حديث است حديثى كه از سيد الشهداء ٧ مأثور است باين عبارت:
« موت فى عز خير من حياة فى ذل» يعنى مردن بعزت به كه زندگانى بذلت.