شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣١٨ - ١٠٣٧٣ لا تقل ما لا تعلم، فان الله سبحانه قد فرض على كل جوارحك فرائض يحتج بها عليك
كه خيرى كه رسيده نشود مگر بارتكاب شرى، و همچنين آسانيى كه رسيده نشود مگر بارتكاب دشواريى، خيرى ندارد، پس خيرى يا آسانيى كه از كسى برسد بتو باين كه بندگى او بكنى خيرى نيست و از براى آنها ارتكاب آن نتوان كرد.
١٠٣٧٢ لا تملك[١] المرأة ما جاوز نفسها، فان المرأة ريحانة و ليست بقهرمانة.
مالك نشود زن آنچه را درگذرد از نفس او، پس بدرستى كه زن ريحانه است نه قهرمانه، يعنى كارگزارى مراد اينست كه زن كسى بايد كه متصدى نشود مگر امورى را كه متعلق بنفس او باشد از پاكيزه نگاهداشتن خود و زينت كردن و امثال آنها، و خدمات ديگر خانه او مثل طباخى و رختشوئى و جاروب كردن و امثال آنها، در عهده او نشود زيرا كه زن ريحانيست كه بايد بوئيد او را نه كارگزار و خدمتكار، پس او را باين خدمات پژمرده و افسرده نبايد كرد.
١٠٣٧٣ لا تقل ما لا تعلم، فان الله سبحانه قد فرض على كل جوارحك فرائض يحتج بها عليك.
مگو آنچه را نمىدانى پس بدرستى كه خداى سبحانه بتحقيق فرض كرده بر همه اعضاى تو فريضههايى كه حجت ميكند به آنها بر تو، يعنى سؤال ميكند ترا از آنها و هر گاه بجا نياورده باشى حجت ميكند آن را بر تو از براى عقاب تو
[١] - اين ترجمه مبنى بر آنست كه« لا تملك» بصيغه مفرد مؤنث غائب ثلاثى مجرد از باب ضرب يضرب خوانده شود و صحيح و معروف در قرائت اين كلمه آنست كه بصيغه مخاطب مذكر از باب تفعيل خوانده شود ابن ابى الحديد گفته( ج ٤ ص ٤٧ چاپ اول مصر):
« و لا تملك المرأة من أمرها ما جاوز نفسها، اى لا تدخلها معك فى تدبير و لا مشورة و لا تتعدين حال نفسها و ما يصلح شأنها فان المرأة ريحانة و ليست بقهرمانة اى انما تصلح للمتعة و اللذة و ليست وكيلا فى مال و لا وزيرا فى رأى( تا آخر گفتار او) پس« المرأة» را نيز بايد منصوب خواند تا مفعول به« لا تملك» باشد.