شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٤٤ - ١٠١٤٠ و الله لا يعذب الله سبحانه مؤمنا بعد الايمان الا بسوء ظنه و سوء خلقه
و ممكن است كه بمعنى «برميگرداند» باشد يعنى برميگرداند او را از دشمن، و دوست مىگرداند.
١٠١٣٨ وجدت المسالمة ما لم يكن وهن فى الاسلام أنجع من القتال[١].
يافتهام من آشتى را ما دام كه نباشد سستيى در اسلام سودمندتر از جنگ، غرض تحريص بر صلح و آشتيست با مردم و ترجيح آن بر قتال و جدال مگر اين كه باعث سستى و ضعفى گردد در اسلام كه در آن وقت قتال و جدال بايد.
١٠١٣٩ وجدت الحلم و الاحتمال أنصر لى من شجعان[٢] الرجال.
يافتهام من بردبارى و احتمال را يارى كنندهتر از براى من از شجاعان مردان، مراد به «احتمال» نيز حلم است و تحمل كردن درشتيها و بى ادبيهاى مردم.
١٠١٤٠ و الله لا يعذب الله سبحانه مؤمنا بعد الايمان الا بسوء ظنه و سوء خلقه.
سوگند بخدا كه عذاب نمىكند خداى سبحانه مؤمنى را بعد از ايمان مگر بسبب بدگمانى او و بدى خوى او، مراد بدگمانى بحق تعالى است و گمان اين كردن كه بناى جزاى اعمال او تمام بر عدل است و عفو و بخشايشى نمىباشد، چنانكه مذهب جمعى از اهل سنت است، يا اين كه كم باشد و گناهان بزرگ بخشيده نشود چنانكه بعضى از جهال گمان ميكنند، و ممكن است مراد بدگمانى بمردم باشد و سلوك با ايشان بمقتضاى آن چنانكه مكرر مذكور شد.
[١] - در اين باب نيكو سرودهاند:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|
[٢] -« شجعان» هم بضم شين و هم بكسر آن جمع« شجاع» است.