شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٦٧ - ١٠١٩٣ لا تبد عن واضحة و قد فعلت الامور الفاضحة
و اگر ديگرى گفته باشد بر عكس آن كنى، زيرا كه بسيارست كه سخن حقى بر زبان كسى كه بر باطل باشد جارى مىشود، و همچنين سخن بلند مرتبه بر زبان كسى كه چندان رتبه نداشته باشد روان مىگردد، و همچنين عكس آن.
١٠١٩٠ لا ترخص لنفسك فى شيء من سىء الاقوال و الافعال.
رخصت مده از براى نفس خود در چيزى از بد گفتارها و كارها، يعنى نفس خود را اصلا رخصت سخن بدى يا كار بدى نمىبايد داد و هيچ چيزى از آنها را سهل نبايد گرفت، زيرا كه هيچ بدى سهل نيست و سهل گرفتن هر بدى نزد خدا عظيمست، و ديگر اين كه همين كه فى الجمله رخصتى يافت غالب اينست كه بهيچ مرتبه نمىايستد و از هر مرتبه بمرتبه كه اندكى از آن بالاتر باشد تجاوز ميكند، و همچنين تا بهر مرتبه برسد.
١٠١٩١ لا تفسد ما يعنيك صلاحه.
فاسد مكن آنچه را مهم باشد ترا صلاح آن، يعنى ضرور و در كار باشد از براى تو صلاح آن، مثل مال كه از براى دنيا و آخرت آدمى در كارست، پس فاسد نبايد كرد باين كه در مصرفى صرف كند كه بكار نيايد.
١٠١٩٢ لا تغلق بابا يعجزك افتتاحه.
مبند درى را كه عاجز سازد ترا گشودن آن، غرض اينست كه كارى را كه كسى كند بايد كه چنين باشد كه اگر پشيمان شود از آن چاره باشد از براى آن، و كارى نكند كه اگر بعد از آن خلاف آن را خواهد بدر شدى نباشد او را از آن، مثل اين كه درى را ببندد بر روى خود كه اگر بعد از آن خواهد بگشايد نتواند گشود، مثل اين كه قفل كند قفل محكمى و كليد آن با او نباشد.
١٠١٩٣ لا تبد عن واضحة و قد فعلت الامور الفاضحة.