شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٨ - ٩٤٩٧ ما اكتسب الشرف بمثل التواضع
كسى كه خواهد عمل كند از براى آخرت اميدهاى دنيوى از او فاسدست و مانع از آن مىشود بايد كه ترك آنها كند و پوشيده نماند كه اين ترجمه بنا بر مشهورست كه «افعل التعجب» از غير فعل ثلاثى مجرد بنا نمىشود و بنا بر مذهب سيرافى كه تجويز بناى آن از «أفعل» كرده ترجمه اينست كه: چه فاسد كننده است اميد از براى عمل، و اين ظاهرترست.
٩٤٩٣ ما أقطع[١] الأجل للأمل.
چه چيز برنده كرده است اجل را از براى اميد، مراد تعجب است از برندگى اجل از براى اميد و مبالغه و تأكيد در آن بتعبير از آن بسؤالى از سببى كه چنين آن را برنده كرده از براى آن.
٩٤٩٤ ما أطال أحد فى الأمل الا قصر فى العمل.
دراز نكشد يكى در امل مگر اين كه كوتاهى كند در عمل، يعنى نمىشود كه طول امل كسى باعث كوتاهى او در عمل نشود.
٩٤٩٥ ما شر بعده الجنة بشر.
نيست شرى كه بعد از آن بهشت باشد شرى، يعنى هر شرى كه بآدمى رسد و جزاى آن بهشت باشد آن شر نيست بلكه خير محض است كه بسبب چنان شرى فانى مستحق چنان خيرى باقى گردد.
٩٤٩٦ ما خير بعده النار بخير.
نيست خيرى كه بعد از آن آتش باشد خيرى، يعنى هر خيرى از خيرات دنيوى كه سبب آتش شود آن خير نيست بلكه شر محض است، بر قياس فقره سابق.
٩٤٩٧ ما اكتسب الشرف بمثل التواضع.
[١] - در غالب نسخ« ما أقرب» بجاى« ما أقطع» ذكر شده است و بنا بر اين ترجمه اين مىشود كه: چه چيز نزديك كرده است اجل را از براى اميد.