شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٧ - ٩٢٨٩ من هنيىء النعم سعة الأرزاق
نمايد چه كسى كه رأى و تدبير او عاجز نباشد چنين ضرر و زيان عظيم بخود نرساند.
٩٢٨٤ من التوانى يتولد الكسل.
از توانى زائيده مىشود كسل، «توانى» بمعنى تقصير كردن در كارست و اهمال كردن در آن، و «كسل» بمعنى سنگين گشتن كسيست از كارى و گران بودن آن بر او، و مراد اينست كه: تقصير در كارى و اهمال در آن منشأ اين مىشود كه آن كار گران گردد بر او و دشوار باشد بر او.
٩٢٨٥ من الحمق الاتكال على الأمل.
از حماقت و كم عقليست اعتماد كردن بر اميد.
٩٢٨٦ من علامات الاقبال اصطناع الرجال.
از علامتهاى اقبال احسان بمردانست، يعنى از علامات اقبال كسى و رو آوردن دولت باو اينست كه احسان كند بمردان، يا اين كه مردان احسان كنند باو، و اول ظاهرترست، و مراد به «مردان» مردان كاملند كه سزاوار احسان باشند.
٩٢٨٧ من علامات الادبار مقارنة الأرذال.
از علامات ادبار همراهى با أرذال است، يعنى از علامات ادبار كسى و پشت گرديدن دولت از او اينست كه مصاحبت كند با مردم دنى پست مرتبه.
٩٢٨٨ من شرف الأعراق كرم الأخلاق.
از شرف أعراقست نيكوئى اخلاق، «أعراق» بمعنى ريشههاست و مراد در اينجا اصل و نژادست و اين كه نيكوئى اخلاق و خويها از شرف و بلندى مرتبه اصل و نژاد ناشى مىشود.
٩٢٨٩ من هنيىء النعم سعة الأرزاق.