شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٦٢ - ١٠٩٩٩ يا عبيد الدنيا و العاملين لها اذا كنتم فى النهار تبيعون و تشترون، و فى الليل على فروشكم تتقلبون و تنامون، و فيما بين ذلك عن الآخرة تغفلون، و بالعمل تسوفون، فمتى تفكرون فى الارشاد، و تقدمون الزاد، و متى تهتمون بأمر المعاد
خورم اگر خواهى فريب دهى ديگرى را مىتوانى فريب داد، و چون زنى را كه سه طلاق دادند بعد از طلاق سيم حرام مىشود و رجوع در آن نمىتوان كرد مگر اين كه شوهر ديگر بكند و بعد از آن از او طلاق بگيرد و بعقد تازه بعقد اولى در آيد فرمودهاند كه: تو نسبت بمن چنينى و بمنزله زنى كه سه مرتبه طلاق گفته شده باشد و ديگر رجوع در آن طلاق نتوان كرد، و بعد از آن وجه بىرغبتى در آنرا فرمودهاند باين كه: عيش و زندگانى در آن كوتاهست، و قدر و شأن آن اندك، و اميد بآن كوچك و حقير، پس أهليت اين ندارد كه كسى رغبت در آن نمايد و تتمه كلام اظهار حسرتست بر حال آدمى و بىفكرى او و كمى توشه او از براى سفر آخرت چنين راه دراز و سفر دورى، و بزرگى شأن و خطر جايى كه آخر بايد وارد شد كه عرصه قيامت باشد.
١٠٩٩٩ يا عبيد الدنيا و العاملين لها اذا كنتم فى النهار تبيعون و تشترون، و فى الليل على فروشكم تتقلبون و تنامون، و فيما بين ذلك عن الآخرة تغفلون، و بالعمل تسوفون، فمتى تفكرون فى الارشاد، و تقدمون الزاد، و متى تهتمون بأمر المعاد.
اى بندگان دنيا و كار كنندگان از براى آن هر گاه بوده باشيد شما در روز چنين كه بفروشيد و بخريد، و در شب بر فراشهاى خود بغلطيد و بخوابيد، و در ميانه اين هر يك از آخرت غافل باشيد و عمل را پس اندازيد، پس چه وقت فكر مىكنيد در ارشاد؟! و پيش مىاندازيد توشه؟! و چه وقت اهتمام مىكنيد بكار معاد، مراد به «ارشاد» رسانيدن خودست براه راست درست، و مىتواند بود كه «ارشاد» از اشتباه نويسندگان نسخهها ناشى شده باشد و اصل آن «ارتياد» باشد از ماده «رود» از باب افتعال پس معنى چنين خواهد بود كه: پس چه وقت فكر مىكنيد در طلبيدن منزل براى خود يعنى كى بفكر منزل درست كردن در سراى آخرت مىافتيد و اين معنى