شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤١١ - ١٠٨٢٤ لا يحول الصديق الصدوق عن المودة و إن جفى
ايشان باشد و آنچه از جانب خدا بايد بعمل آمده باشد تا اين كه حجت خدا بر خلق تمام باشد بخلاف اين كه اگر در زمانى نصب آن نكند كه در آن وقت خلق را عذرى باشد كه عدم ايمان و اطاعت بسبب عدم دليل و حجتى بود از براى ما و سبب شبهه چند بود كه كسى نبود كه دفع آنها نمايد و اگر چنين كسى نصب مىكردى هر آينه ما پيروى او مىكرديم پس حجتهاى خدا و شواهد او بر ايشان تمام نمىشد و باطل مىشد پس حق تعالى در هر عصرى تعيين آن مىنمايد تا حجتها و بينات او بر خلق باطل نشود و تمام باشد، و اگر او ظاهر نتواند شد آن حجتى ديگر باشد بر خلق كه مانع شدند از ظهور حجتى و لطفى، و اين كلام معجز نظام كه نسبت آن بآن حضرت صلوات الله و سلامه عليه مشهورست اخباريست در آن وقت بوقوع غيبتى بعد از آن و اين نيز يكى از معجزات آن حضرتست صلوات الله و سلامه عليه.
١٠٨٢١ لا يكون الصديق صديقا حتى يحفظ أخاه فى غيبته و نكبته و وفاته.
نمىباشد دوست دوستى تا اين كه حفظ كند برادر خود را در غيبت او، و نكبت او، و وفات او.
١٠٨٢٢ لا يدرك أحد ما يريد من الآخرة الا بترك ما يشتهى من الدنيا.
در نمىيابد كسى آنچه را اراده ميكند از آخرت مگر بترك آنچه مىخواهد از دنيا.
١٠٨٢٣ لا يأمن من مجالسو الأشرار غوائل البلاء.
ايمن نمىباشند همنشينان بدان مصيبتهاى بلا را، يعنى از اين كه بسبب همنشينى بدان مصيبتهاى بلا بايشان نيز برسد.
١٠٨٢٤ لا يحول الصديق الصدوق عن المودة و إن جفى.