شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١١٠ - ٩٦٩٤ ما أصدق المرء على نفسه، و أى شاهد عليه كفعله، و لا يعرف الرجل الا بعلمه كما لا يعرف الغريب من الشجر الا عند حضور الثمر فتدل الأثمار على أصولها، و يعرف لكل ذى فضل فضله كذلك يشرف الكريم بآدابه و يفتضح اللئيم برذائله
نيست گريختن كريمان از مرگ مانند گريختن ايشان از بخيلى و همراهى لئيمان، يعنى از آنها بيشتر مىگريزند.
٩٦٩٤ ما أصدق المرء على نفسه، و أى شاهد عليه كفعله، و لا يعرف الرجل الا بعلمه كما لا يعرف الغريب من الشجر الا عند حضور الثمر فتدل الأثمار على أصولها، و يعرف لكل ذى فضل فضله كذلك يشرف الكريم بآدابه و يفتضح اللئيم برذائله.
چه راستگوست مرد بر نفس خود، و كدام گواه بر او مانند كار اوست؟! و شناخته نمىشود مرد مگر بعلم او، چنانكه شناخته نمىشود غريب از درخت مگر نزد حاضر شدن ميوه، پس راه مىنمايد ميوهها بر أصلهاى آنها، و شناخته مىشود از براى هر صاحب افزونى افزونى آن، همچنان بلند مرتبه مىگردد كريم بآداب خود، و رسوا مىگردد لئيم برذايل خود، يعنى چه راستگوست هر كس در گواهى بر نفس خود، زيرا كه از كارهاى هر كس خوبى و بدى او ظاهر مىشود و گواهى بر آن مانند آنها نيست، و شناخته نمىشود قدر و مرتبه هر كس مگر بعلم او، چنانكه شناخته نمىشود درخت غريب و خوبى و بدى آن مگر بميوه آن، پس ميوهها راه مىنمايند بر خوبى و بدى اصلهاى آنها، و به آنها دانسته مىشود از براى هر صاحب افزونى مرتبه افزونى مرتبه آن، چه هر يك كه ميوه آن بهتر باشد مرتبه درخت آن افزونتر باشد، پس همچنان ظاهر مىشود بلندى مرتبه كريم يعنى شخص گرامى بلند مرتبه بآداب او، و رسوا مىگردد لئيم يعنى دنى پست مرتبه برذايل او، يعنى بصفات نكوهيده او، و در بعضى نسخهها «بأدائه» بجاى «بآدابه» است، و بنا بر اين ترجمه اينست كه: بلند مرتبه مىگردد كريم باداى او سخن را و بگفتار او كه از آن مرتبه علم او ظاهر مىشود[١].
[١] - اشاره باين مضمونست:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|