شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣١٩ - ١٠٣٧٦ لا تحاسدوا، فان الحسد يأكل الايمان كما تأكل النار الحطب، و لا تباغضوا فانها الحالقة
و مراد اينست كه از جمله آن فريضهها اينست كه بر زبان فرض كرده كه نگويد چيزى را كه نداند.
١٠٣٧٤ لا تنصبن نفسك لحرب الله فلا يد لك بنقمته، و لا غنى بك عن رحمته.
بر پاى مدار زينهار نفس خود را از براى جنگ با خدا، پس نيست دستى مر ترا بانتقام او، و نيست بى نيازى مر ترا از رحمت او مراد به «جنگ با خدا مخالفت و نافرمانى اوست، و «نيست مر ترا دستى بانتقام او» يعنى بر دفع آن از خود، و ممكنست كه معنى اين باشد كه نيست مر ترا قوت و تاب تحمل انتقام او و مراد اينست كه هر گاه تو دستى بر دفع انتقام او نداشته باشى يا اين كه تاب تحمل آن نداشته باشى و بى نياز از رحمت او نباشى بلكه محتاج باشى بآن پس چگونه نافرمانى او ميكنى و از آن نمىترسى.
١٠٣٧٥ لا يكن المحسن و المسىء عندك سواء، فان ذلك يزهد المحسن فى الاحسان، و يتايع[١] المسىء الى الاساءة.
نبوده باشد احسان كننده و بد كننده نزد تو مساوى و برابر، پس بدرستى كه اين بى رغبت ميكند احسان كننده را در احسان، و تند مىگرداند بد كننده را بسوى بد كردن.
١٠٣٧٦ لا تحاسدوا، فان الحسد يأكل الايمان كما تأكل النار الحطب، و لا تباغضوا فانها الحالقة.
رشك مبريد بر يكديگر پس بدرستى كه رشك مىخورد ايمان را چنانكه مىخورد آتش چوب را، و دشمنى مكنيد با يكديگر پس بدرستى كه دشمنى شوم است.
[١] - در منتهى الارب گفته:« متايعه( از ماده ت ى ع) بر روى در افتادن در بدى».