شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٤٤ - ٩٨٥٢ منهم تخرج الفتنة، و اليهم تأوى الخطيئة، يردون من شذ عنها فيها، و يسوقون من تأخر عنها اليها
بلند مرتبه نكرده مردى را هيچ چيز مانند همت و عزم او، و پست مرتبه نكرده او را چيزى مثل شهوت و خواهش او.
٩٨٥١ متاع الدنيا حطام موبىء فتجنبوا مرعاة قلعتها أحظى من طمأنينتها، و بلغتها أزكى من ثروتها.
متاع دنيا حطاميست وبادار، پس كناره كنيد از چراگاهى كه رحلت از آن سودمندترست از آرام در آن، و بلغه آن پاكيزهترست از ثروت آن، «متاع دنيا» يعنى آنچه از دنيا بهره از آن مىتوان يافت، «حطاميست وبادار»: «حطام» بضم حاء بى نقطه شكسته ريزه را گويند كه از گياه خشك شده بريزد، و متاع دنيا را «حطام» گويند باعتبار تشبيه بآن در كم قدرى و بى اعتبارى، و «وبا» بيمارى عام را گويند و در اينجا متاع دنيا تشبيه شده به «حطام وبادار» يعنى حطامى كه مورث وبا مىشود جهت اشاره باين كه چنان بى قدريست با چنين عيبى، «پس كناره كنيد از چراگاهى» مراد به «آن چراگاه» همان دنياست كه وصف متاع آن شد، و «بلغه بضم باى يك نقطه و سكون لام و فتح غين با نقطه قدرى را گويند از روزى كه اكتفاى بآن توان كرد در زندگانى، و «ثروت» بفتح ثاء سه نقطه بمعنى بسيارى مال است.
و فرموده است آن حضرت ٧ در باره جمعى كه مذمت فرموده ايشان را:
٩٨٥٢ منهم تخرج الفتنة، و اليهم تأوى الخطيئة، يردون من شذ عنها فيها، و يسوقون من تأخر عنها اليها.
از ايشان بيرون مىآيد فتنه، و بسوى ايشان فرود مىآيد گناه، بر مىگردانند