شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٢٥ - ١٠٠٨٠ وقوعك فيما لا يعنيك جهل مضل
وقار الرجل نور و زينة.
وقار مرد نوريست و زينتى است.
و پوشيده نيست كه «نور» به «وقار پيرى» أنسب است.
١٠٠٧٧ ورع ينجى خير من طمع يردى.
ورعى كه رستگار گرداند بهترست از طمعى كه هلاك سازد، يا بيندازد، «ورع» بمعنى باز ايستادنست، و مراد اينست كه: باز ايستادن از خواهشها و لذتها هر چند تعب و زحمتى داشته باشد بهترست از طمع كردن از مردم از براى رسيدن به آنها چه آن رستگار مىگرداند آدمى را و اين هلاك مىسازد بهلاكت معنوى، يا مىاندازد يعنى در زيان و خسران يا خفت و خوارى.
١٠٠٧٨ ولوع النفس باللذات يغوى و يردى.
حريص بودن نفس بلذتها گمراه مىسازد و هلاك مىگرداند، يا مىاندازد يعنى در هلاكت يا زيان و خسران.
١٠٠٧٩ ورع يعز خير من طمع يذل.
ورعى كه عزيز گرداند بهترست از طمعى كه خوار گرداند، اين نزديكست بمضمون فقره سابق سابق، و آنچه در شرح آن مذكور شد كافيست در شرح اين نيز.
١٠٠٨٠ وقوعك فيما لا يعنيك جهل مضل.
افتادن تو در چيزى كه مهم نباشد ترا نادانييست گمراه كننده، غرض منع از اشتغال بچيزى چندست كه ضرور نباشد و اين نادانى است گمراه كننده، زيرا كه اشتغال به آنها مانع مىشود از اشتغال ببعضى مهمات و چيزى چند كه ضرور و در كار باشند و باعث فوت آنها مىشود و اين كمال نادانى و گمراهيست كه كسى مهمى را