شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٥٢ - حديث دهم
(توضيح):
«فرستاد آب را بر گل» يعنى بر خاكى كه بعد از فرستادن آب گل شد، و ممكن است كه مراد به «طين» گل بمعنى متعارف نباشد بلكه خاكى باشد كه اجزاى آن بيكديگر چسبيده باشد چنانكه «طين» را كه فقها خوردن آنرا حرام شمردهاند بر اين معنى حمل كردهاند و «آب» و «خاك» در اين حديث مجمل است و بر آنچه در احاديث سابقه مذكور شد از تفصيل در آب و خاك محمول مىتواند شد، و منافاتى نيست ميانه آنها، و بعضى از علما گفتهاند كه: تخصيص اين دو عنصر بذكر و ذكر- نكردن آن دو عنصر ديگر با وجود تركب از همه آنها باعتبار اينست كه اين دو عنصر اصلند در تكون اعضاى مشاهدى كه بناى صورت انسان محسوس بر آنهاست و پوشيده نيست كه بر تقدير تسليم تركب انسان از چهار عنصر چنانكه حكما گفتهاند مىتوان گفت كه: كلام در اينجا در خلق آدم بصورت اصلى نيست بلكه در خلق صورتى از براى آدميان كه تعلق بآن بگيرند از براى گرفتن ميثاق و پيمان از ايشان چنانكه در احاديث سابق مذكور شد كه «بيرون آمدند بسان مورچهها» و تركب آن صورت از چهار عنصر معلوم نيست گاه باشد كه همين از دو عنصر باشد و دليلى بر وجوب تركب هر مركب از اين چهار نيست و ابتداى حكايت خلق آدم بصورت اصلى اينست كه فرمودند كه «پس بگردانيد ايشان را گلى، و خلق كرد از آن آدم را» و خلق آدم از آن صحيح است هر چند باضافه دو عنصر ديگر باشد، و آنچه در شرح حديث سابق گفتيم كه: حديث بعد صريحست باين كه اخراج ذريه از گلى بود كه حضرت آدم بعد از آن مخلوق شد ظاهرست و محتاج ببيان نيست.
«بعد از آن جدا كرد آنرا دو حصه بدست خود».
چون ادله عقليه و نقليه قائم است بر اين كه حق تعالى مجردست از مقدار و شكل و جسم نيست و نه دستى از براى اوست و نه عضوى ديگر، پس آنچه دلالت بر تجسم او كند بايد كه تأويل شود و از آن جمله اثبات «يد» است از براى او در اين