شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٣٣ - حديث هفتم
از آن محروم گردانند، «پس ثابت شد از براى ايشان» يعنى جمعى كه از آن طينت مخلوق شوند، «آنچه گفت» يعنى آنچه فرمود كه ايشان از جماعت مذكوره باشند، «بهمان نحو كه فرمود» يا آنچه فرموده در باره ايشان در قرآن مجيد بهمان نحو كه فرموده و اشاره بآيه كريمه «و أما الذين سعدوا ففي الجنة خالدين فيها»، و اما آنانكه نيكبخت شدهاند پس در بهشتاند در حالتى كه جاويد باشند در آن، «از تست متكبران» يعنى از تو مخلوق ميشوند اين جماعت، و «مشركان» يعنى آنانكه شريك از براى خداى عز و جل قرار دهند و ذكر «كافران» بعد از آن تعميم بعد از تخصيص است، چه «كافر» اعم از «مشرك» است و گاه هست كه «مشرك» بر مطلق «كافر» اطلاق مىشود بنا بر اين «كافران» تأكيد خواهد بود و مراد به «بتها» ائمه جور و ضلالتاند كه مردم بنا حق اطاعت ايشان ميكنند مانند بتان كه بنا حق پرستيده ميشوند، و «هر كه مىخواهم خوارى او را» يعنى مىدانم كه خوار و بدبخت خواهد بود چنانكه در نظير اين مذكور شد و توجيه اين كلام نيز بر قياس سابق است، «پس ثابت شد از براى ايشان» يعنى جمعى كه ازين طينت مخلوق شوند، «آنچه گفت» كه ايشان از جماعت مزبوره باشند يا آنچه در قرآن كريم فرموده در باره ايشان و اشاره باشد بآيه وافى هدايه: «فأما الذين شقوا ففي النار لهم فيها زفير و شهيق»، پس آنانكه بدبخت شدند پس در جهنماند، از براى ايشانست در آن زفير و شهيق، «زفير» اول آواز الاغ را گويند و «شهيق» آخر آنرا يعنى مانند الاغ در آنجا فرياد كنند نعوذ بالله منه.
پوشيده نيست كه ظاهر اين حديث شريف منافات دارد با آنچه در احاديث سابقه مذكور شد كه «آفريده است كافران را از سجين» و هم در باب نواصب كه مراد بسجين گل جهنم باشد چنانكه در اينجا اولا ذكر كرديم زيرا كه در اينجا نسبت دادهاند خلق همه بدبختانرا بتربت همه زمينها نه بجهنم، و ممكن است جمع ميانه آنها باين كه نسبت بجهنم در آن احاديث باعتبار اين باشد كه گل جهنم نيز داخل