شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٥١ - حديث دهم
٧، و قال أبو عبد الله ٧: فلن يستطيع هؤلاء أن يكونوا من هؤلاء و لا هؤلاء أن يكونوا من هؤلاء، قال فيرون أن رسول الله ٦ أول من دخل تلك النار فذلك قوله عز و جل: «قل إن كان للرحمن ولد فأنا أول العابدين».
(يعنى):
بدرستى كه خدا كه بلند مرتبه و عاليست چون اراده كرد كه خلق كند آدم ٧ را فرستاد آب را بر گل، بعد از آن فرا گرفت مشتى پس ماليد آنرا، بعد از آن جدا كرد آنرا دو حصه بدست خود، بعد از آن آفريد ايشان را پس ناگاه ايشان مىجنبيدند، بعد از آن بلند گردانيد از براى ايشان آتشى، پس امر كرد اهل دست چپ را اين كه داخل شوند در آن آتش، پس رفتند بسوى آن، پس ترسيدند از آن و داخل نشدند در آن، و بعد از آن امر كرد اهل دست راست را كه: داخل شوند در آن، پس رفتند پس داخل شدند در آن، پس فرمان داد خداى عز و جل آتش را پس گرديد بر ايشان سردى و سلامتى، پس چون ديدند آنرا اهل دست چپ گفتند:
اى پروردگار ما در گذر از ما، پس درگذشت از ايشان، بعد از آن گفت بايشان كه:
داخل شويد، پس رفتند پس ايستادند بر آن آتش و داخل نشدند در آن، پس برگردانيد ايشان را گلى و خلق كرد از آن گل آدم ٧ را، و گفت حضرت ابو عبد الله ٧: پس استطاعت ندارند اينها آنكه بوده باشند از آنها، و نه آنها اين كه بوده باشند از اينها، گفت آن حضرت: پس مىبيند كه بدرستى كه رسول خدا ٦- رحمت فرستد خدا بر او و آل او- اول كسى بود كه داخل شد آن آتش را پس از براى اينست قول خداى عز و جل: «قل إن كان»[١] (تا آخر) يعنى بگو اگر مىبود از براى رحمن فرزندى پس من اول عبادت كنندگانم.
[١] - آيه هشتاد و يكم سوره مباركه« زخرف» است.