شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٥٤ - حديث دهم
كه اول كسى كه داخل آتش شد آن حضرت بود ٦، «پس از براى اينست قول خداى عز و جل» و معنى آيه كريمه بنا بر آنچه از اين حديث شريف ظاهر مىشود اينست كه: بگو اى محمد: اگر مىبود از براى خدا فرزندى، پس البته من اقرار مىكردم بآن از براى اين كه من اول جمعىام كه عبادت و پرستش حق تعالى كردند يعنى در روز گرفتن عهد و ميثاق، پس آنچه در باره او حق و صدق باشد البته اقرار بآن ميكنم، پس اين كه من انكار ميكنم آنرا بغير از اين وجهى ندارد كه او را فرزندى نيست و قول بآن باطل و كفر است. و ممكن است كه معنى اين باشد كه اگر از براى او فرزندى مىبود پس من اول كسى بودم كه اطاعت و انقياد و تعظيم و تبجيل او مىكردم زيرا كه من اول جمعىام كه عبادت خدا كردند پس اگر فرزندى مىداشت اول كسى كه اطاعت و تعظيم و تبجيل او ميكرد من بودم زيرا كه از جمله تعظيم والد تعظيم فرزند اوست، و در بعضى احاديث «عابدين» به «جاحدين و منكرين» تفسير شده و اين بنا بر اينست كه «عبد» در لغت بمعنى انكار آمده و بنا بر اين ظاهر اينست كه معنى اين باشد كه: اگر خدا را فرزندى باشد باعتقاد شما، پس شما خود مىدانيد كه من اول منكر اين معنىام، و ممكن است كه اين معنى بطن آيه كريمه باشد و اين حديث شريف نيز ابائى از حمل بر اين معنى ندارد و بنا بر اين غرض از ذكر آيه كريمه همين باشد كه اول بودن آن حضرت باعتبار اينست كه اول كسى كه اطاعت خدا كرده در وقت ميثاق او بود، پس هر چه در باره حق تعالى بايد اعتقاد كرد باثبات يا نفى، و همچنين در هر چه أمر بآن كند يا نهى از آن نمايد او اول است در اطاعت كردن در آن، پس اول كسى كه منكر فرزند باشد كه اعتقاد بنفى آن ضرور است او خواهد بود و الله تعالى يعلم.
و چون اين احاديث نقل و شرح شد و وجه تأويل آنها ظاهر گرديد پس احاديث ديگر نيز كه در اين باب وارد شده قياس بر آنها خواهد شد و حاجت بذكر همه آنها نيست.
بايد دانست كه اسناد احاديث مذكوره اگر چه پاره از آنها ضعيف است